لوگوی سه گوش

ادبستان گلپایگان
ادبستان گلپایگان
کار گروه زبان و ادبیات فارسی

                               

                                      

  



ارسال توسط زهره ملکی
ارسال توسط زهره ملکی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1391
مناسبت حلول ماه علی(ع)/
نکاتی در باب فضیلت ماه رجب
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: ساعاتی بیشتر به حلول ماه رجب باقی نمانده، ماهی که ماه امیرالمؤمنین علی بن ابن ابی طالب (ع) خوانده شده و درباره فضیلت ها، اعمال و مبارکی آن فراوان گفته شده است.
دعای پیامبر (ص) در ماه رجب
چون رسول خدا(ص) نظرش به هلال رجب مى‏افتاد می‌فرمودند: خدایا ماه رجب و شعبان را بر ماه مبارک گردان و ما را به ماه مبارک رمضان رسانده و بر گرفتن روزه و عبادت و بر حفظ زبان و پوشیدن چشم از نامحرمان یارى فرما و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگى و تشنگى قرار نده.(سنن‌النبی، ج1، ص363)
 
رجبیون کجایند؟
حضرت امام صادق(ع) فرموده است: روز رستاخیز سروشى از درون عرش ندا مى‏دهد رجبى‏ها کجایند؟ گروهى برمى‏خیزند که چهره‏شان براى مردم محشر مى‏درخشد، بر سرشان تاج پادشاهى آکنده از مروارید و یاقوت است. همراه هر یک از ایشان هزار فرشته از سوى راست و هزار فرشته از سوى چپ ایستاده‏اند و به او مى‏گویند اى بنده خدا! کرامت خداى بر تو گوارا باد! از عرش هم ندا مى‏آید که اى بندگان من! سوگند به عزت و جلال خودم جایگاه شما را گرامى و عطاى شما را جزیل قرار مى‏دهم و غرفه‏هایى از بهشت به شما ارزانى مى‏دارم که از زیر آن جوى‏ها جارى است و جاودانه در آن خواهید بود و پاداش عمل‏کنندگان چه نیکوست، شما براى من در ماهى، روزه‏ی مستحبى گرفتید که حرمت آن ماه را بزرگ و حق آن را واجب کرده‏ام. اى فرشتگان من! اى بندگان و کنیزکان مرا به بهشت درآورید. امام صادق اضافه فرموده که این پاداش کسى است که چیزى از ماه رجب را روزه بگیرد، هر چند یک روز از دهه اول یا دوم یا آخر آن باشد. (روضة‌الواعظین، ج2، ص402)
 
پاداش روزه در ماه رجب
امام محمد باقر(ع) می‌فرمایند: هر که یک روز از ماه رجب را روزه دارد از اول یا وسط یا آخر ماه خدا بهشت را بر او واجب کند و روز قیامت با ما هم درجه‏اش سازد و هر که دو روز از رجب را روزه دارد به او گویند کردار از سر گیر که خدا آنچه گذشت از برایت آمرزید و هر که سه روز از رجب روزه گیرد باو گویند گذشته و آینده‏ات آمرزیده شد، براى هر که از برادران گنهکارت خواهى شفاعت کن و براى آشنایانت و هر که هفت روز از رجب را روزه دارد هفت در دوزخ بر او بسته گردد و هر که هشت روز از رجب را روزه دارد هشت در بهشت به رویش باز شود تا از هر کدام خواهد در آید.(أمالی الصدوق، ص 6)
 
نهری به نام رجب
از پیغمبر(ص) روایت است که در بهشت نهری است به نام رجب، آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین‏تر و هر که یک روز از رجب روزه دارد از آن بیاشامد.(بحار، جلد55 ، باب 13، ص341)
 
فاصله دوزخ از روزه‌‌دار رجب
امام کاظم(ع) فرمود: رجب ماه بزرگى است که خداوند در آن ماه پاداش‏ها را دو چندان کند و گناهان را پاک سازد. هر که یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، دوزخ به اندازه مسافت صد سال از او دورى گزیند و هر که سه روز از ماه رجب را روزه بدارد بهشت بر او واجب آید. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 54 )
مناسبت حلول ماه علی(ع)/
نکاتی در باب فضیلت ماه رجب
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: ساعاتی بیشتر به حلول ماه رجب باقی نمانده، ماهی که ماه امیرالمؤمنین علی بن ابن ابی طالب (ع) خوانده شده و درباره فضیلت ها، اعمال و مبارکی آن فراوان گفته شده است.
دعای پیامبر (ص) در ماه رجب
چون رسول خدا(ص) نظرش به هلال رجب مى‏افتاد می‌فرمودند: خدایا ماه رجب و شعبان را بر ماه مبارک گردان و ما را به ماه مبارک رمضان رسانده و بر گرفتن روزه و عبادت و بر حفظ زبان و پوشیدن چشم از نامحرمان یارى فرما و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگى و تشنگى قرار نده.(سنن‌النبی، ج1، ص363)
 
رجبیون کجایند؟
حضرت امام صادق(ع) فرموده است: روز رستاخیز سروشى از درون عرش ندا مى‏دهد رجبى‏ها کجایند؟ گروهى برمى‏خیزند که چهره‏شان براى مردم محشر مى‏درخشد، بر سرشان تاج پادشاهى آکنده از مروارید و یاقوت است. همراه هر یک از ایشان هزار فرشته از سوى راست و هزار فرشته از سوى چپ ایستاده‏اند و به او مى‏گویند اى بنده خدا! کرامت خداى بر تو گوارا باد! از عرش هم ندا مى‏آید که اى بندگان من! سوگند به عزت و جلال خودم جایگاه شما را گرامى و عطاى شما را جزیل قرار مى‏دهم و غرفه‏هایى از بهشت به شما ارزانى مى‏دارم که از زیر آن جوى‏ها جارى است و جاودانه در آن خواهید بود و پاداش عمل‏کنندگان چه نیکوست، شما براى من در ماهى، روزه‏ی مستحبى گرفتید که حرمت آن ماه را بزرگ و حق آن را واجب کرده‏ام. اى فرشتگان من! اى بندگان و کنیزکان مرا به بهشت درآورید. امام صادق اضافه فرموده که این پاداش کسى است که چیزى از ماه رجب را روزه بگیرد، هر چند یک روز از دهه اول یا دوم یا آخر آن باشد. (روضة‌الواعظین، ج2، ص402)
 
پاداش روزه در ماه رجب
امام محمد باقر(ع) می‌فرمایند: هر که یک روز از ماه رجب را روزه دارد از اول یا وسط یا آخر ماه خدا بهشت را بر او واجب کند و روز قیامت با ما هم درجه‏اش سازد و هر که دو روز از رجب را روزه دارد به او گویند کردار از سر گیر که خدا آنچه گذشت از برایت آمرزید و هر که سه روز از رجب روزه گیرد باو گویند گذشته و آینده‏ات آمرزیده شد، براى هر که از برادران گنهکارت خواهى شفاعت کن و براى آشنایانت و هر که هفت روز از رجب را روزه دارد هفت در دوزخ بر او بسته گردد و هر که هشت روز از رجب را روزه دارد هشت در بهشت به رویش باز شود تا از هر کدام خواهد در آید.(أمالی الصدوق، ص 6)
 
نهری به نام رجب
از پیغمبر(ص) روایت است که در بهشت نهری است به نام رجب، آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین‏تر و هر که یک روز از رجب روزه دارد از آن بیاشامد.(بحار، جلد55 ، باب 13، ص341)
 
فاصله دوزخ از روزه‌‌دار رجب
امام کاظم(ع) فرمود: رجب ماه بزرگى است که خداوند در آن ماه پاداش‏ها را دو چندان کند و گناهان را پاک سازد. هر که یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، دوزخ به اندازه مسافت صد سال از او دورى گزیند و هر که سه روز از ماه رجب را روزه بدارد بهشت بر او واجب آید. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 54 )
مناسبت حلول ماه علی(ع)/
نکاتی در باب فضیلت ماه رجب
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: ساعاتی بیشتر به حلول ماه رجب باقی نمانده، ماهی که ماه امیرالمؤمنین علی بن ابن ابی طالب (ع) خوانده شده و درباره فضیلت ها، اعمال و مبارکی آن فراوان گفته شده است.
دعای پیامبر (ص) در ماه رجب
چون رسول خدا(ص) نظرش به هلال رجب مى‏افتاد می‌فرمودند: خدایا ماه رجب و شعبان را بر ماه مبارک گردان و ما را به ماه مبارک رمضان رسانده و بر گرفتن روزه و عبادت و بر حفظ زبان و پوشیدن چشم از نامحرمان یارى فرما و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگى و تشنگى قرار نده.(سنن‌النبی، ج1، ص363)
 
رجبیون کجایند؟
حضرت امام صادق(ع) فرموده است: روز رستاخیز سروشى از درون عرش ندا مى‏دهد رجبى‏ها کجایند؟ گروهى برمى‏خیزند که چهره‏شان براى مردم محشر مى‏درخشد، بر سرشان تاج پادشاهى آکنده از مروارید و یاقوت است. همراه هر یک از ایشان هزار فرشته از سوى راست و هزار فرشته از سوى چپ ایستاده‏اند و به او مى‏گویند اى بنده خدا! کرامت خداى بر تو گوارا باد! از عرش هم ندا مى‏آید که اى بندگان من! سوگند به عزت و جلال خودم جایگاه شما را گرامى و عطاى شما را جزیل قرار مى‏دهم و غرفه‏هایى از بهشت به شما ارزانى مى‏دارم که از زیر آن جوى‏ها جارى است و جاودانه در آن خواهید بود و پاداش عمل‏کنندگان چه نیکوست، شما براى من در ماهى، روزه‏ی مستحبى گرفتید که حرمت آن ماه را بزرگ و حق آن را واجب کرده‏ام. اى فرشتگان من! اى بندگان و کنیزکان مرا به بهشت درآورید. امام صادق اضافه فرموده که این پاداش کسى است که چیزى از ماه رجب را روزه بگیرد، هر چند یک روز از دهه اول یا دوم یا آخر آن باشد. (روضة‌الواعظین، ج2، ص402)
 
پاداش روزه در ماه رجب
امام محمد باقر(ع) می‌فرمایند: هر که یک روز از ماه رجب را روزه دارد از اول یا وسط یا آخر ماه خدا بهشت را بر او واجب کند و روز قیامت با ما هم درجه‏اش سازد و هر که دو روز از رجب را روزه دارد به او گویند کردار از سر گیر که خدا آنچه گذشت از برایت آمرزید و هر که سه روز از رجب روزه گیرد باو گویند گذشته و آینده‏ات آمرزیده شد، براى هر که از برادران گنهکارت خواهى شفاعت کن و براى آشنایانت و هر که هفت روز از رجب را روزه دارد هفت در دوزخ بر او بسته گردد و هر که هشت روز از رجب را روزه دارد هشت در بهشت به رویش باز شود تا از هر کدام خواهد در آید.(أمالی الصدوق، ص 6)
 
نهری به نام رجب
از پیغمبر(ص) روایت است که در بهشت نهری است به نام رجب، آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین‏تر و هر که یک روز از رجب روزه دارد از آن بیاشامد.(بحار، جلد55 ، باب 13، ص341)
 
فاصله دوزخ از روزه‌‌دار رجب
امام کاظم(ع) فرمود: رجب ماه بزرگى است که خداوند در آن ماه پاداش‏ها را دو چندان کند و گناهان را پاک سازد. هر که یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، دوزخ به اندازه مسافت صد سال از او دورى گزیند و هر که سه روز از ماه رجب را روزه بدارد بهشت بر او واجب آید. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 54 )

ماه رجب ، طلیعه انس
رجب، ماهی است که در آنْ بندگان و مؤمنان و ره‏پویان، خود را برای شرکت در مهمانی بزرگ خداوند آماده می‏کنند. ماهِ زدودن غبار تیرگی از روح و جان، ماهِ تمرین حضور و توجه به بیشتر به معنویات، و ماه بندگی و فرمان‏بری و در نهایتْ سرآغاز اُنس و الفتی جانانه به پروردگار هستی‏بخش است.


مقدمه
رجب، هفتمین ماه سال قمری است که در اسلام به آن اهمیت ویژه‏ای داده شده و در شمار ماه‏های پرفضیلتْ و یکی از چهارماه برخوردار از حرمت و قداست ویژه است. رجب، ماهی است که در آنْ بندگان و مؤمنان و ره‏پویان، خود را برای شرکت در مهمانی بزرگ خداوند آماده می‏کنند. ماهِ زدودن غبار تیرگی از روح و جان، ماهِ تمرین حضور و توجه به بیشتر به معنویات، و ماه بندگی و فرمان‏بری و در نهایتْ سرآغاز اُنس و الفتی جانانه به پروردگار هستی‏بخش است.

سلام بر ماه رجب
سلام بر ماه رجب، ماه پیوند بندگان با معبود مهربان، ماه بارش باران مهر و محبت الهی، ماه رسیدن به سر منزل مقصود، و ماه اُنس شب زنده‏دارانِ همیشه بیدار با محبوب و معبود بی‏همتا.
سلام بر هلال رجب که آمدنش مژده پایان اندوه است و بدر آنْ یادآور تولد ماه تمام، امامِ هُمام و حیدر کرّار و پایانشْ نوید رهایی بشر از جهل و نادانی، شکوفایی اخلاق انسانی، بعثت آن بزرگْ مردِ تاریخ برای همیشه زمان.
سلام بر بهار مناجات و بندگی. سلام بر نجوای شبانه اهالی رجب. سلام بر شب‏های رجب که پذیرای زاهدان است و سلام بر روزهایش که میزبان عاشقان وصال الهی است و سلام بر لحظه لحظه رجب که شاهد ذکرِ ذاکران است.

اهالی رجب
اهالی رجب، مردان و زنان با ایمانی‏اند که آرزویی جز وصال یار ندارند و اشتیاقی غیر از دیدارْ در آن‏ها نیست. ذکرشان اللّه‏، کارشان لِلّه و هدفشان کسب خشنودی پروردگار است. «رجبیّون» قصدی جز رضوان الهی ندارند. بهشتِ آنان توجه محبوب است و دوزخشانْ حرمان یاد او. آن‏گاه که یارشان به اشک شوقی آن‏ها را می‏نوازد، برایشان از آن‏چه در دنیاست بهتر و خوش‏گوارتر است. هر کس توشه‏ای از سفره رجب برمی‏دارد و در خانه تکانی آن، همه می‏کوشند تا غباری بر گرد جان باقی نگذارند.
عقده دل وانما، ماه رجب می‏رسد
هلهله کن عاکفا، ماه طرب می‏رسد
آفتاب رجب، گرمی‏بخش دل‏های اهالی آن است و مهتابشْ نوازش‏دهنده دیدگان نجواکنندگان و ستاره‏های آن، آیات تفکر و تأمل اندیشمندان است.

مناسبت‏های رجب
ماه رجب، از ماه‏های بزرگی است که طلوع سه امام معصوم، امام علی علیه‏السلام ، امام محمد باقر علیه‏السلام و امام جواد علیه‏السلام را در آن شاهدیم و شروع بزرگ ترین جنبش تاریخ بشری، یعنی برانگیخته شدن پیام آور مهر و محبت، محمد مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برای هدایت و سعادت انسان‏ها، در آن اتفاق افتاده است. یاد و نام پیشوایان شهید این ماه، حضرت امام موسی کاظم علیه‏السلام و امام هادی علیه‏السلام و نیز پیام‏آور کربلا، زینب کبری علیهاالسلام گرمی‏بخش دل‏های مؤمنان است و نیمه رجب هم، پذیرای معتکفان کوی دوست خواهد بود و شاهدِ خلوتِ مشتاقان.

رجب در قرآن
خداوند در آیه 36 سوره توبه می‏فرماید: «به درستی که تعداد ماه‏ها نزد خداوند و در کتاب تکوین او از همان روزی که آسمان‏ها و زمین را آفرید، دوازده ماه است که چهار ماه آن، ماه حرام می‏باشد» طبق بیان روایات، یکی از چهار ماه حرام، ماه رجب است که بر خلاف سه ماهِ ذی قعده، ذی حجّه و محرّم که به دنبال هم آمده‏اند، این ماه به تنهایی و جدای از آن‏ها واقع شده است. منظور از حرام بودن چهار ماه، این است که مردم در این ماه‏ها، از جنگیدن با یکدیگر دست بکشند و امنیت عمومی همه جا حکم‏فرما شود تا مردمان به زندگی خود و فراهم آوردن وسایل آسایش و سعادت خویش برسند و به عبادت و طاعت خود بپردازند.

فلسفه ماه‏های حرام
ماه رجب، یکی از چهار ماه حرام است که در آنْ از جنگ و خون‏ریزی نهی شده است. تحریم جنگ در این چهار ماه، یکی از راه‏های پایان دادن به جنگ‏های طولانی و وسیله‏ای برای دعوت به صلح و آرامش بود؛ زیرا هنگامی که جنگ‏جویان چهار ماه از سال اسلحه را بر زمین گذاشته و صدای چکاچک شمشیرها خاموش گردد و مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود آید، احتمال پایان یافتن جنگ بسیار زیاد است. اسلام در هر سال برای پیروان خود یک آتش‏بس چهارماهه اعلام می‏دارد که اینْ خود نشانه روح صلح‏طلبی اسلام است. البته اگر دشمن بخواهد از این قانون اسلامی سوء استفاده کند و حریم ماه‏های حرام را بشکند، اجازه مقابله به مثل به مسلمانان داده شده است.

رجب در کلامِ پیامبر خاتم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله
رجب، ماهی است که پیامبر اسلام (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و سلّم) در آن مأمور شد تا خوبی‏ها را تکمیل کرده و انسانِ متحیّرِ سرگردان را منزل بنمایاند و آیینی آورد که برای همیشه تاریخ، انسان‏ها را راهنما باشد. مبعوثِ رجب، درباره فضیلت‏های آن می‏فرماید: «رجب، ماهِ نزول رحمت الهی است و خداوند در این ماه، رحمت خود را بر بندگان خویش فرو می‏ریزد».
و در کلام زیبای دیگر می‏فرماید: «در بهشت قصری است که غیر از روزه‏داران ماه رجب؛ کسی وارد آن نمی‏شود». و بدین ترتیب، حضرت لزوم توجه بیش‏تر به این ماه و تفاوت قائل شدن بین رجب و سایر ماه‏ها را متذکر می‏شود و بر پیروان ایشان است که این ماه را، چونان فرصتی طلایی غنیمت بشمارند و در حفظ حرمت و بهره‏مندی از آن کوشا باشند.

رجب در نگاه پیشوای هفتم
ماه رجب، زمینه‏ای مناسب برای نزدیک شدن به خداوند و زدودن زنگار گناه از جان و دل است. پیشوای هفتم، امام موسی کاظم علیه‏السلام که خود در این ماه به دیدار معبود شتافت، در خصوص ماه رجب به امتیازی که خداوند در این ماه برای انسان‏ها برای روی آوردن به نیکی و پاک کردن سیاهی‏ها داده، اشاره می‏کند و می‏فرماید: «رجب، ماه بزرگی است که خداوند نیکی‏ها را در آنْ دو چندان پاداش می‏دهد».

شرافت رجب در بیان استاد بزرگ اخلاق
مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، استاد بزرگ اخلاق و عرفان، در کتاب شریف و ارجمند المراقبات درباره دلایل شرافت ماه رجب، می‏نویسد: «ماه رجب، یکی از ماه‏های حرام می‏باشد و از اوقات دعاست.[این ماه] حتی در زمان جاهلیت نیز به این مطلب مشهور بوده و مردم آن زمان منتظر این ماه بودند تا در آن دعا کنند. هم‏چنین این ماه، ماهِ امیرالمؤمنین است، چنان‏چه طبق روایاتْ شعبان ماهِ رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و رمضان ماه خدای متعال می‏باشد». ایشان هم‏چنین همه سالکان راه حق را بر مواظبت این ماه و بجا آوردن اعمال مخصوص آن توصیه می‏کنند.

نام‏های رجب
ماه رجب، به دلیل برخورداری از مزایای گوناگون و توجه به ابعاد معنوی آن، نام‏های دیگری نیز دارد؛ نام‏هایی مثل ماه آمرزش خواهی (شهرُ الاستغفار)؛ ماه تک (رَجَبُ الفَرد) به دلیل تنها واقع شدن و جدا شدن آن از سایر ماه‏های حرام؛ سرشار (رَجَبُ الاَصَبّ) به دلیل نزول سرشار رحمت الهی؛ ماه امیرمؤمنان (شهرُ امیرِالمؤمنین)، ریسمان الهی و اَصَمْ یعنی برخوردار از فضیلت‏های بسیار.

رجب، تمرین تزکیه
ماه رجب، ماه آمادگی برای حضور در مهمانی خداوند است و برنامه‏های پیشنهادی اسلام در این ماه، همه از نوعی تمرین و یافتن آمادگی حکایت دارند. تأکید بزرگان دینی بر گرفتن روزه در این ماه و ذکر پاداش‏های بسیار برای روزه‏داری در ماه رجب، برای تشویق مسلمانان برای کسب آمادگیِ بار یافتن به ضیافت الهی، مؤید این مطلب است.
در روایتی از یکی از یاران امام صادق علیه‏السلام می‏خوانیم: «در روزهای پایانی ماه رجب، به محضر امام صادق علیه‏السلام مشرّف شدم. حضرت با دیدنِ من، فرمودند: آیا در این ماه روزه گرفته‏ای، عرض کردم: خیر. حضرت فرمود: آن قدر ثواب از دست داده‏ای که اندازه‏اش را جز خداوند نمی‏داند، همانا این ماهی است که خداوند آن‏را بر دیگر ایام برتری داده و حرمت آن‏را بزرگ شمرده است و برای روزه‏داران آن، کرامت خویش را واجب کرده است».

توجه امام خمینی رحمه‏الله به ماه رجب
برای عارفان و پویندگان راهِ حق، فرصت‏هایی چون ماه رجب با آن فضایل و کرامتش، دُرّی قیمتی است که به راحتی از آن نمی‏گذرند. سالکان کوی دوست که هر لحظه در اندیشه نزدیکی بیش‏تر و برتر به حضرت سبحان هستند، از هیچ فرصت و کوششی در این راه کوتاهی نمی‏کنند و با استفاده از شب‏ها و روزهای ماهی چون ماه نزول باران رحمت الهی، رجب، در اُنس بیش تر با خداوند می‏کوشند. «حضرت امام خمینی رحمه‏الله نیز با توجه به آگاهی از فضایل این ماه، عنایت بیش‏تری نسبت به این ماه و خلوت و انس باخدای بی‏همتا و دوری از اغیارنشان می‏دادند».

شهید مطهری رحمه‏الله و ماه رجب
استاد مرتضی مطهری، درباره خاطراتش از ماه رجب می‏نویسد: «ما که بچه بودیم در منزل خود، انتظار آمدن ماه رجب را می‏کشیدیم و چند روز مانده به آمدن ماه، همه جا صحبت از این ماه شریف بود. شب اول آن برای مشاهده هلال رجب، در مسجد جمع می‏شدیم».
ایشان هم‏چنین درباره انتقال فرهنگ اهتمام به سنت‏های اسلامی چون احترام به ماه رجب، و استفاده از فرصت‏های آن، در پیامی انتقادی می‏فرمایند: «این ماه، ماه استغفار و ماه عبادت و روزه است و این سنت‏ها در میان ما، در حال فراموشی است. بچه‏های ما کم کم حتی نام ماه‏های قمری را هم از یاد می‏برند و نمی‏توانند آن‏ها را ذکر کنند، ولی به هر حال تکلیف (بیان سنت‏های اسلامی) از ما ساقط نمی‏شود».

برخی از اعمال مستحبی رجب
برای استفاده بیش‏تر از فضیلت‏های سرشار ماه رجب، برنامه‏هایی از سوی بزرگان و پیشوایان دین اسلام پیشنهاد شده که انجام آن‏ها در این ماه، مورد توجه و سفارش آن حضرات بوده است. برنامه‏هایی مثل روزه گرفتن به هر میزان که ممکن باشد؛ مداومت بر ذکر «لااله الا اللّه‏»؛ خواندن بعضی از دعاهای مخصوص بعد از هر نماز؛ به جا آوردن عمره مفرده؛ زیارت حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، امیرمؤمنان علیه‏السلام ، امام حسین علیه‏السلام و امام رضا علیه‏السلام و نیز شرکت در مراسم معنوی اعتکاف که می‏تواند انسان را در جهت تقویت بنیه معنوی یاری رساند.

ذکرهای رجب
از اعمال مهم و ارزشمند ماه رجب، خواندن اذکار و دعاهایی است که از سوی معصومان روایت شده است در این ماه، خواندن دعای «یامَنْ اَرْجُوْهُ لِکُلِّ خَیْرٍ». بعد از هرنماز توصیه گردیده است؛ دعای مخصوص ماه رجب که از دعاهای کوتاه، ولی عمیق و پرمعنا است و از طرف امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) صادر شده و خود حضرت سفارش به مداومت آن در روزهای رجب نموده‏اند، نیز از برنامه‏های ماه رجب است.

رجب، ماه عذرخواهی
از امام صادق علیه‏السلام نقل شده که پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است. رجب را اصَبّ می‏گویند؛ چون رحمت خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود. پس بسیار بگویید: اَسْتَغْفِرُاللّه‏َ وَ اَسْئَلُه التَّوبَة؛ یعنی از خداوند به خاطر کارهای بدم پوزش می‏طلبم و از او فرصت بازگشت می‏خواهم».

دعای هر روز رجب
در ماه رجب، یکی از دعاهایی که بسیار مورد استفاده و توجه مؤمنان قرار می‏گیرد، دعای شریف «یا مَنْ اَرْجُوهُ» است. این دعا را امام صادق علیه‏السلام به پیروان خود آموختند تا در ماه رجب در هر روز و شب و در پی هر نماز آن را زمزمه کنند. «ای کسی که همه خوبی‏ها را از او امید دارم و می‏دانم که از ناحیه او هیچ بدی نخواهد رسید.
ای کسی که عطای بسیار در مقابل بهای اندک می‏دهی. ای کسی که آن‏چه از او می‏خواهند و نمی‏خواهند و حتی نمی‏دانند به مردمان از روی رحمت و مهربانی عطا می‏کند و می‏بخشد.
با خواستن من از درگاه تو، تمام خیر و خوبی دنیا و آخرت را بر من ارزانی دار وتمام بدی‏های آن دو سرا را از من دور نما. که هر قدر هم عطا کنی، چیزی از تو کم نخواهد شد و از فضل خود، لطف و کرمت را بر من افزون نما.
ای صاحب بزرگی و کرامت، ای مالک نعمت‏ها و صاحب بخشش، ای کسی که بر بندگان منّت داری و لطف، رویم را بر آتش جهنم حرام گردان».




طبقه بندی: مناسبت ها ورویدادهای روزانه، 
ارسال توسط زهره ملکی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1391

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
ارسال توسط زهره ملکی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 5 اردیبهشت 1391

( از میم معلّم تا معراج اندیشه )

 

قلم بود و نگاه سپید کاغذ و اشکی که بر سیاهی  خط های اندیشه در مسیر سرد سرنوشت می نگاشت آن چه را که بر دلش از گذشته ی ایام تا به امروز ، در حریم پاک ذهنش به امانت بود و او در تفسیر هر کدام از حروف این واژه  ی    مقدس از ادامه ی راه باز مانده بود .

زیر روشنایی کم سوی فانوس خیالش که شبحی از واقعیت موجود ، گه گاه رخ می نمود ، نمی دانست چگونه و از کجا آغاز کند و چگونه به تفسیر نابی از این لُولُوی مرجان در صدف سپید اندیشه بنشیند . در مقابلش عظمت یک واژه چون کوهی از استقامت و ایثار و سرچشمه ای از محبتی که سر شار از گنجینه ی پاک دانش بود ، خود نمایی می کرد . دریا بود        و موج هایی که او را از توصیف آبی آن دور می نمود .



ادامه مطلب
طبقه بندی: مقــــــــــــاله، 
ارسال توسط زهره ملکی
مرتبه
تاریخ : جمعه 26 اسفند 1390
موسیقی چندصدایی شعر سعدی ــ برآیند واکاوی و تحلیل یک بیت

چندان که به موسیقی شعر سعدی و مضمون پرداخته شده می نگریم ، تنیدگی ظریف و حریری جان و تن سخن را بی تار و پود می بینیم که کس را یارای گسیختن شان نخواهد بود . این برآیند هنر و زبان یگانه و انحصاری سعدی است .

«زیبا اوست»

موسیقی چندصدایی شعر سعدی

برآیند واکاوی و تحلیل یک بیت


ما با توایم و با تو نه ایم اینت بوالعجب
درحلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم

این بیت برچیده از غزلی ارجمند از سعدی است با این آغازه :

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

وزن عروضی غزل را «بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف» می شناسیم که بر بنیاد ارکان افاعیلی «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن» و برابر با ارکان تنانینی «تن تن تنن تنن تننن تن تنن تنن» پردازش شده است .
به روشنی می توان تلاطم و و سرگشتگی خیزاب ها رااز هجاهنگی سازمان یافته ی هجا ها و گونه ی چیدمان شان دریافت که موسیقی دینامیکی غزل را پدید آورده اند . با نگاه به فراز و فرود و چرخش و گردش ، لنگیدن و گه تند و گاهی خسته پیمودن آهنگ می توان به حال پریشان و درد دورافتادگی و بی تابی و شوق دیدار در درون شاعر پی برد . در میان 14901 بیت اشعار سعدی 1192 بیت در این وزن پرداخته شده که مضمون و لحن بیشینه ی این ابیات که 8% از سروده های سعدی را در بر می گیرند ، گونه ای گفتگوی از سر درد و ارادت و شوق با معشوق است که سعدی با دل خویش واگویه می کند اما در آینه ی دل معشوق را می بیند و می خواند . چند بیت برای نمونه از همین وزن گزیده شده تا لهجه ی مشترک ابیات نموده شود :
کارم چو زلف یار پریشان و درهمست
پشتم به سان ابروی دلدار پرخمست

دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد غریب نیست

 

عاشق ز سوز درد تو فریاد درنهاد
مؤمن ز دست عشق تو زنار برگرفت

هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود
تا منتهای کار من از عشق چون شود
دل برقرار نیست که گویم نصیحتی
از راه عقل و معرفتش رهنمون شود

از در درآمدی و من از خود به درشدم
گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

رفتی و صدهزار دلت دست در رکیب
ای جان اهل دل که تواند ز جان شکیب؟
گویی که احتمال کند مدتی فراق
آن را که یک نفس نبود طاقت عتیب...

چندان که به موسیقی شعر سعدی و مضمون پرداخته شده می نگریم ، تنیدگی ظریف و حریری جان و تن سخن را بی تار و پود می بینیم که کس را یارای گسیختن شان نخواهد بود . این برآیند هنر و زبان یگانه و انحصاری سعدی است . سخن سعدی در عین روانی ، شیرینی ، خوش آهنگی ، دلپسندی و سادگی اما سرشار از کشاکش و داد و ستد و تراکنش الفاظ و معانی است و به پندار این کمینه این ویژگی منحصر به فرد سعدی است که تا امروز هیچ سخنوری نتوانسته است سخن سعدی را رمزگشایی کند و زبان سعدی را فراگیرد حال آنکه گویی همه چیز در دسترس است و هرگز چنین نیست ... از در درآمدی و من از خود بدر شدم ... اگر ایماژ دست داده از این مصراع را نگاه کنیم یک اتفاق انفجارگونه می بینیم که در لحظه ی دیدار رخ میدهد سراسر پراز هیجان ، دستپاچگی ، خنده ، اشک ، گریه ، شکر ، چرخش ، احترام ، جست و خیز ، عذر و پوزش ، زبان بندآمدن و درماندگی از این که در این کنونه چه باید کرد که شایسته ی حضور یار باشد اما هیچ چیز درخور یافت نخواهد شد ... از تکواژ «در» سه بار به سه معنا بهره گیری شده است که هم در موسیقی درونی این مصراع نقش بنیادین دارد و هم در موسیقی دینامیکی به زیبایی نمود دستپاچگی و درماندگی است . همخوان «د»که یک همخوان بستواج یا انسدادی واکبر است در نمود یک بستگی است که زمانی که همخوان واکبر و لرزشی «ر» به آن بپیوندد گویی به یک باره آن بستگی پاره می شود و هرآنچه در درونه داشته با کشش لرزه های «رررررر» بیرون می ریزد و تهی می شود .

سامانه ی ژرفابخشی سخن

سامانه ی ژرفابخشی به شعر مرام و بایسته هایی دارد شایسته ی احترام . ارجمندترین بایسته آن است که روند و مکانیزم سامانه را بشناسیم و بپذیریم که این تنها گزینه ی در دسترس ماست و در شانه ی راه نرانیم که اگر چنین راندیم گمان می کنیم رسیده ایم اما رسیدن مان بی پروانه است و تنها خودمان بر درستی آن پای می فشاریم ... ژرفابخشی یعنی از حس به فراحس رسیدن ! ... شاید این کوتاه ترین تعریف برای ژرفابخشی باشد و هر شاعری که این راه را برگزیند و بشناسد می توان برنام شاعر را به ایشان داد . اینکه شاعر نمی خواهد از حلقه جدا باشد فقط خواست ایشان است اما به گونه ی سازمانی و بنیادین همه ی ما از حلقه جداییم ! شمار ارجمندی که ایشان را دلمرام و عارف می شناسیم درون حلقه می شوند اما این درحلقه بودنشان تنها در عالم معناست و تا هنگامی که در اندام خاکی زندگی می کنند در چنبر بودنشان نمودی ندارد و بهترین و گزیده ترین شوند نیز نادیدنی بودن خداوند است ... و شگفتی و بوالعجب گفتن سعدی نیز به همین شوند است : ما که در حلقه ی دوستان تو هستیم اما چرا بیرون از حلقه ایم ؟! البته باید گفت که سعدی هنگامی که می گوید : ... «چون حلقه بر دریم» این جمله را به گونه ای معماری کرده است که چندین مانا می توان برای آن پنداشت و همه هم تندرست هستند ... یک مانا چنین است که : ما در حلقه ی عاشقان و دوست داران توایم و عاشقی مان بر همگان آشکاراست که این آشکاری در «حلقه بر در کوبیدن» نهفته است همچون «تشت از بام افتادن» ، «طبل کوبیدن» و «زنگ یا کوس به صدا درآوردن» همه کنایه از خبررسانی همگانی است ... دوم مانا چنین است که : بیرون بودن از حلقه را سعدی با یک نمود عینی و حسی بیان می کند و حلقه ی نخست(در حلقه ایم باتو) را در نمود یک خانه می پندارد و خود را حلقه ی دق الباب می داند که بیرون از خانه به دروازه آویزان است ... چندان که حلقه ی دراویش نیز یکی از گزینه های تاویلی این بیت است که قرینه هایی چون حلقه بر در آن را می پرورند و این کمینه نیز از آویزان شدن به دروازه سخن گفتم سزاتر می بینم که این پیوند را این گونه بنمایم که : ما از واژه ی «دراویش» برای جمع بستن «درویش» بهره می گیریم که تندرست نیست چراکه درویش یک واژه ی پارسی ست و نمی تواند بر پایه ی جمع مکسر تازی جمع بسته شود و جمع آن «درویشان» یا «درویش ها» تندرست است . اما باید دانست که «دراویش» گونه ی نخستین و اصلی واژه ی درویش است که در پی پوست اندازی های زبان در دوره های گوناگون به گونه ی امروزی درآمده است و این ویژگی پویایی و در مسیر تکامل بودن زبان پارسی است . درویش از دراویش گرفته شده و دراویش در اصل «درآویز» یا «درآویژ» به معنای کسی که برای گدایی به درب خانه ها آویزان می شده است ... همچنین برخی از اهل نظر «دریوزه» را نیز بی پیوند با این نام نمی دانند و این نگاه نیز شوندی بر نادرستی در آن دیده نمی شود ...

                                            

برجسته های شایسته ی کرنش در سامانه ی موسیقی این بیت

چنان که می دانیم ریتم رهاورد تکرار ترازمند است . در موسیقی ریتم به شوند تکرار ترازمند نواخت ها با کمابیشی توان سازمان یافته ی همسان پدید می آید . در معماری ریتم به شوند تکرار ترازمند شیوه ی چیدمان عناصر سازه دست می دهد . در شعر نیز تکرار ترازمند ارکان با نواختی ترازمند موسیقی دینامیکی شعر را سامان می دهد که زیر نام وزن عروضی شناخته می شود . اما گاهی در یک شعر افزون بر تکرار ترازمند ارکان ، شاعر برخی واژگان یا تکواژها را نیز هنرمندانه تکرار می کند که زیبایی و آهنگ ویژه ای به موسیقی شعر می بخشد . گاهی تکرار برای تاکید است که در غزلیات شورانگیز مولانا از این دست تکرار فراوان یافت می شود و موسیقی شعر ایشان را فرازشی دلپسند داده است . ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما ... گاهی تکرار بر پایه ی تغییر در معنای واژه است که پدید آورنده ی جناس تام است و از صناعات بدیع و بلاغت سخن است . این گونه ی تکرار هم موسیقی دینامیکی و هم موسیقی درونی شعر را فرازنده می کند . بهرام که گور گرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور بهرام گرفت ...
گونه ای دیگر از تکرار آن است که شاعر برای ایجاد گونه ای ایجاز در به کارگیری واژگان که امروز آن را با نام اقتصاد واژگان می شناسیم می کوشد از کمترین واژگان بیشترین گستره ی معنایی را پدید آورد مانند این نمونه از مولانا : آن یکی شیر است اندر بادیه / آن یکی شیر است اندر بادیه ... آن یکی شیراست کآدم می خورد / آن یکی شیر است کآدم می خورد ...مصراع اول بادیه یعنی بیابان / مصراع دوم بادیه یعنی ظرف شیر / در مصراع سوم شیریست که آدم را می خورد / در مصراع چهارم شیریست که آدم آن را می خورد ... و یا نمونه ای از حافظ : گویی بدهم کامت و جانت بستانم / ترسم ندهی کامم و جانم بستانی ...
سعدی در این بیت از کم ترین واژگان گسترده ترین معانی را آفریده است و در این آفرینش از واژگانی بهره گرفته است که رسانای چندین معنا می باشند تا بدین آیین راه برداشت های هرمنوتیک را بر کسی نبندد و افزون برآن اقتصاد واژگان را مدیریت ویژه کرده به گونه ای که گویی بر صفحه ی شطرنج مهره ها را جا به جا می کند و درخلوت واژگان فتنه ای برانگیخته است که کشاکش و جدال خانوادگی با کنتراست بالایی در آن نمود دارد .
ما با توایم و با تو نه ایم اینت بوالعجب / در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم
وزن بیت چنانکه در آغاز نیز گفته شده سامانه ی «مضارع مثمن مخبون مکفوف محذوف » است که هر مصراع دارای 14 هجا می باشد و بیت دارای 28 هجاست .
«با» 3 بار / «تو» 3 بار / «ایم» 4 بار / «در» 2 بار / «حل 2 ــ قه 2» = 16 هجای تکراری در برابر 12 هجای بی تکرار می بینیم که موسیقی ویژه ای به بیت داده اند .
واکه ی بلند «ی» 5 بار / همخوان بی واک «ت» 4 بار / واکه ی «و» 6 بار / همخوان واکبر «ب» 6 بار/ واکه ی بلند «آ» 4 بار / همخوان خیشومی «م» 5 بار/ همخوان واکبر «ر» 3بار / همخوان خیشومی «ن» 3بار در سازمان بیت دیده می شوند که با نگاه به شنیده شدن این همخوان و واکه ها با بسامد پدیدآمده جلوه ی شایسته ای به موسیقی داده است و از آنها می توان زیر نام وجود وجوه مشترک و خویشاوندی نزدیک نام برد .
چیدمان هوشمندانه ی همخوان های بی واک «ت» و «ح» با بسامد تقریبن ترازمند موجب شده است تا در 6 برش از بیت ، تارآواها غیرفعال شوند و صدایی شنیده شود که باشندگی یک ساز کوبه ای را در لایه های پنهان بیت آشکار می کند .

ـــ ــــ ت ــــ ــــ ــــ ت ـــ ــــ ـــ ت ـــ ــــ ــــ
ـــ ح ــــ ــــ ــــ ــــ ت ــــ ـــ ح ـــ ــــ ــــ ـــــ

چیدمان همخوان های خیشومی «م» و «ن» نیز با بسامد تقریبن ترازمند دریافتی دیگر گونه از موسیقی بیت را پردازش می کند . چنان که در تولید همخوان های خیشومی ، صدا از راه بینی خارج می شود بدین گونه که برای «م» دهان کاملن بسته است و برای «ن» لبها باز اما زبان با چسبیدن به پیشکام و حجیم شدن از کناره ها راه خروج هوا را می بندد .

م ـــ ـــ ـــ م ـــ ــــ ــــ م ــــ ن ــــ ـــــ ــــ
ــــ ــــ ـــــ ـــ م ــــ ــــ ــــ ن ــــ ــــ ــــ ــــ م

از بسامد این صداهای خیشومی که با گونه ی نمایش بالا روشن تر نمایان است به شوند نزدیکی رنگ و تنین صدای این همخوان ها با صداهای بم ارکستر در گستره صوتی باریتون و باس ، می توان این ترازمندی صوتی را نمودی از یک موسیقی چندصدایی که پیش تر به آن اشاره شد دانست . حتا تفاوت اندک رنگ صدایی «م» و «ن» را می توانیم مبنای حضور یک صدای بم و یک صدای بم تر بیانگاریم مانند ویلنسل و کنترباس ...
نمود دیگر این بسامد زمزمه و واگویه است که بی پیوند با شکایتهایی که در حقیقت حکایت و واگویه ی شرح و درد عاشقی از سوی عاشق است، نیست ! و نیز اینکه عاشق در پیشگاه معشوق خود را دارای پروانه ی گویندگی نمی داند و تنها در خلوت خویش درد دلش را در عالم خیال با معشوق در میان می گذارد .
نمود واپسین که کمی دورتر است می تواند تفسیر شنیداری دهان بندی و پروانه ی پرده دری نداشتن عارف در میان نامحرمان باشد .
هرکه را اسرار حق آموختند / مهر کردند و دهانش دوختند
چه دانم های بسیار است لیکن من نمیدانم / که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون
برجسته ی دیگر این بیت فرازش و ایجاد ارتفاع ، هنگام رسیدن به ضمیر «تو» هست که در بیت سه بار تکرار شده و دارای جایگاه و سزاوار واکاویست .
ما «باتو»ایم و «باتو» نه ایم اینت بوالعجب / درحلقه ایم «باتو» و چون حلقه بردریم

ـــ باتو ــــ ـــــ باتو ــــ ـــــ ـــــ ــــ ــــ ــــ ــــ
ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ باتو ـــ ـــــ ــــ ـــــ ــــــ ـــــ ــــــ

نگاه نخستین و ارجمند آن است که مخاطب حضرت معشوق است که در پندار عاشق جایگاهی بلند دارد و در اوج بی محالی ست که واکه ی بلند «آ» پیش از آوردن نام معشوق چه به لحاظ شنیداری و چه به لحاظ فیزیک و هندسه ی واکه ی «آ» ایجاد ارتفاع آشکار و ستودنی است .
دیگر نگاه که از چشم انداز بسامد رو به زوال «باتو» دریافت می شود ، نمودار گرافیکی و تجسم «از حلقه بیرون بودن» است .
و دیگر اینکه ساکن بودن «ن» و«ت» در صوت «اینت» و نیز بی حرکتی همخوان لبی «ب» در «بوالعجب» که 2 بار پیاپی در حرکت موسیقی شعر توقف کامل ایجاد می کند می تواند نماد درماندگی و یا تجسم دیداری و شنیداری «اینت بوالعجب » باشد که شاعر در شگفتی مانده است چرا با تو هستیم اما با تو نیستیم ؟
بیت از پنج جمله سازمان یافته است که چهار جمله ی وابسته در دو سوی بیت نشسته اند و یک شبه جمله مرز میانی را پدید آورده است . دو جمله ی نخست در نزاعی خانگی همدیگر را نقض می کنند و گونه ای صنعت پارادوکس را پدیدآورده اند و دوجمله ی پایانی نیز همین داستان را تکرار کرده اند ! می توان هر پنج جمله را با نگاه به پیوندهای آشکار مابین شان زیر نام یک آزاد جمله شناخت ...

شاخص های کنتراپوئن در این بیت

در یک نمای دورتر تضاد خانگی دوجمله ی نخست و سپس شبه جمله ی شگفتی اینت بوالعجب و در ادامه باز تکرار تضاد خانگی دو جمله ی پایانی را نیز بافت جداگانه برای این بیت دانست .
«ما باتو ایم»  «وباتو نه ایم» / «اینت بوالعجب» / «درحلقه ایم باتو»  «وچون حلقه بردریم»

از نگاه این کمینه لحن و تم اصلی این بیت شگفتی و حیرانی است که هم در دو جمله ی نخست و هم در دو جمله ی پایانی آشکار است . تضاد با کنتراست بالایی نمود دارد و چندان نیاز به شرح و تفسیر ندارد اما کوتاه بدان پرداخته می شود : ما باتو ایم و باتو نه ایم ، آبستن تضادهای دیگری هستند که می توان زیر نام بسط و گسترش این جمله ها در بافت موسیقی پلی فونی این بیت از آنها نام برد همچون : بودن و نبودن / هست و نیست / دور و نزدیک / خواندن و راندن / قهر و لطف / غم و شادی / اشک و لبخند / تاریکی و روشنایی / سردی و گرمی / وصل و هجران و بسیاری تضاد های دیگر که از بودن و نبودن و تاثیرگذاری بر رفتار و کارکردهای وابسته به این موضوع ...

ریتم واحد و اشتراک در بیشینه ی واج های سازمان دو جمله ، شاخص نت در برابر نت بافت کنتراپوئن را تداعی می کند و نفی جمله اول توسط جمله ی دوم عدم تکرار ملودی اصلی را در ریختار یک تضاد شکننده می نماید تا به فاکتور های بافت مورد نظر وفادار بماند .
در دو فاصله ی دیگر نیز همین موضوع با بیانی دیگر میان جمله های «درحلقه ایم باتو» و «چون حلقه بردریم » پی گیری می شود که در مجموع این جملات پروراننده ی «لحن شگفتی و حیرانی » به عنوان تم و درونمایه ی اصلی موسیقی بیت هستند .

به گمان این کمینه شاعرانی که موسیقی شعرشان دارای تراز شایسته ی زیباشناسی است ، بی هیچ گمانی موسیقی را فراگرفته و بر آن اشراف داشته اند . رودکی ، فردوسی ، خیام ، عطار و به ویژه نظامی گنجوی ، سعدی ، حافظ و مولانا در شعرشان موسیقی موج می زند و در لابلای اشعار برخ از ایشان از مقام ها و گوشه های موسیقی ایرانی و گذرگاه های پیوندشان سخن گفته شده است که به شوند اینکه این کمینه در حال تحلیل یک نمونه ی بسیار شایسته از همین دست گزارش های موسیقایی نهفته در سخن بزرگان ادب هستم نمی توانم به آن اشاره کنم اما در پی چند نمونه پیش روی تان نموده می شود...
نمونه هایی از حافظ که نشان از آشنایی حافظ با مقام ها و آوازهای ایران است :
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت
و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد
نوای مجلس ما چو برکشد مطرب
گهی عراق زند گاهی اصفهان گیرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
نوای بانگ غزل‌های حافظ از شیراز
دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست

نمونه هایی از سعدی که نشان از آشنایی ایشان با مقام ها و آوازهای ایران است :
بعد از عراق جایی خوش نایدم هوایی
مطرب بزن نوایی زان پرده عراقی
شاهدان می‌کنند خانه زهد
مطربان می‌زنند راه حجاز
آواز خوش از کام و دهان و لب شیرین
گر نغمه کند ور نکند دل بفریبد
ور پرده عشاق و خراسان و حجازست
از حنجره مطرب مکروه نزیبد
مطرب همین طریق غزل گو نگاه دار
کاین ره که برگرفت به جایی دلالتست
آخر ای مطرب از این پرده عشاق بگرد
چند گویی که مرا پرده به چنگ تو درید

مطرب آهنگ بگردان که دگر هیچ نماند
که از این پرده که گفتی به درافتد رازم

ساقی بیار جامی، مطرب بگوی چیزی
لب بر دهان نی نه، تا نی‌شکر بباشد

شاید وقتی دیگر که مجال بیشتری باشد ، دیگر تصاویر و گونه ی ارتباط شان با یکدیگر که سبب پدیداری خیزابهای بلندی در این بیت شده است ، شایسته تر پیش روی تان نموده شود ، اگر خدا خواهد .ناسازگار روزگار در ناکامی کام تان کامگار مباد



ارسال توسط زهره ملکی
مرتبه
تاریخ : جمعه 12 اسفند 1390

( وای اگر از پس امروز بُوَد فردایی ! )

 

سخت در اندیشه بودم و سر در گریبان تقدیر و سرنوشت که چرا اینگونه   شد ؟  چرا نتوانستم عزیزترین فرزندم را درست در دامان عقل و تدبیر تربیت کنم و چگونه نتوانستم به او آداب و رسم زندگی در این آشفته بازار قدیمی را بیاموزم ؟ شاید خودم هم در غفلتی خام و دیرینه اسیر بودم که راه نجات را برای او نیافتم. اکنون دیگر دیر شده و او هر لحظه در آسمان خیال و آرزو به پرواز است و در اوج افتخار و در عین حال در شراب غفلتی خطرناک مست و آشفته ره می پوید و من با چشمانی اشکبار باید هر لحظه او را در دامی دیگر اسیر ببینم و در فکر نجاتش     بال و پر بزنم .

او در دنیای وَهم و خیال خویش هر لحظه به دنبال یک پدیده ی جدید از نوع مادی و لذت بخش است .خرید در تُو در تُوی بازار تورّم و گرانی برایش یک لذت است نه یک خواهش . و من همچنان به دنبال این افسار گسیخته ی عزیز به ناچار در حرکتم و دلواپس لحظه هایی  که هنوز او در این وادی تحیّر تجربه نکرده است .

من هستم و کودک بهانه گیری که به سلاح لجبازی و ترفند های کودکانه اما خطرناک مسلح است و منِ مادر بدون سلاح،  سلاحی که نمی خواهم در مقابل فرزندم قرار بگیرم درمانده و عاجز چون نقطه ای در مرکز پرگار سرنوشت ، گیج و مبهوت به گردش بی ثمر او در اطراف خودم می نگرم .

در بی نهایتِ اندیشه های شبانه روزم به این نتیجه رسیده ام که من در تربیتش به اندازه ی تمام لحظه های عمرم غفلت کرده ام چون خودم پند پذیر سخنان نابی از جنس حقیقت نبوده ام .

اکنون او می خواهد ، هر آن چه را که اراده کند و در بازار این دنیای مادی ببیند و خوشش آید  حتما در کنج خلوت خواسته های خویش انبار کند تا به عقده ی حقارت گرفتار نشود.

و من ، مادری که زخمیِ تیر غفلت خویش است و نمی داند با این دست پرورده       ناز اندیش و نافرمان خود چه کند ؟ تا اینکه روزی دستش را به مهربانی فشردم و او را به بازار حقیتی بردم که از جنس دید و نگاه روشن او نبود.

کودکی را نشانش دادم که نگاهش بر لباسی زیبا گِره خورده بود اما درک بالای او از سطح خالی جیب پدر، او را از گفتن خواسته اش باز می داشت .  

او را به زیارت چشمانی بردم که روزها در اندیشه ی داشتن یک عروسک از جنس دنیای کودکی به سرخی نشته بود و مادرش شرمنده از روی او قدم هایش جلوتر از همه تمام خواسته های یک کودک را بدون اراده و خواست قلبی لگد کوب می کرد و جرات غرق شدن در دریای سوال های بی شمار کودکش را نداشت ، که چرا من نمی توانم عروسک ارزوهایم را در اغوش خویش احساس کنم ؟و...

در گوشه ای در کنج یک خانه ی نیمه تخریب شده در مقابل رژه تمام مردم شهر کودکانی را به او نشان دادم که هنوز در برآورده شدن اولین خواسته های زندگی اشان در گرسنگی و تب شدیدِ بی جوابی برای همه ی نداشته هایشان مات و مبهوت ،  روزگذر سرنوشت را با چشمانی خسته می نگریستند به امید اینکه کسی بیاید و نیم نگاهی از روی ترحم بر آن ها نماید و لقمه نانی از سبد انباشته از خواسته های دنیویشان به نیّت گذشتگان خویش خیرات نمایند .

من و او تا شب به جاهایی رفتیم که او هرگز در تصور خویش به آن ها فکر نکرده بود زیرا کودکِ دلِ من از اول فقط خواستن را تجربه کرده بود و هرگز چنین صحنه هایی را در روز شمار زندگی خویش ندیده بود.

اکنون من و دل که مادر و فرزندی خویش را سال هاست به تجربه نشسته ایم به این نتیجه رسیده ایم که گاهی هم باید از خود گذشت و به دیگری پرداخت . به کسانی که بر سر خواسته های به حق خویش چنبره زده اند و فقط ان ها را می شمارند واز  لذت آوایی آن بهره می برند و در دنیای واقعیت ، شراب حقیقتی تلخ را بر گلوگاه تجربه می نوشانند .

سخنم با شمایی است  که بهار را با خرید و گردش در پیچ و خم بازار و بر آورده کردن خواسته های کودک دلتان به پیشواز رفته اید . اندکی هم تامل کنید شاید در پشت سر شما چشمانی در آرزوی  خرید یک جفت کفش برای طی مسیر سخت زندگی  ، مرگ یک خواهش کودکانه را با رنج و عذاب  تجربه می کند.

شاید به موازات حرکت شما در مسیر خرید ، کودکی با حسرت فرزند دلبند شما را در پوششی از ناز و وقار و ... ببیند و وقتی آهی از ته دل  بر آورد ، گوش شما شنوای ان نباشد و این تیری شود که به ناگاه بر پیکر اینده ی شما ، زخمی وارد سازد که هم دنیا را از شما خواهد گرفت و هم آخرت را .

شاید امروز آخرین روز مهلت من و شما باشد برای اینکه بتوانیم دل کودکی را در این ایام،  مهمان شادی و نشاط کنیم و بهار را برایش معنا ببخشیم.

                                        

 

                                      زهره ملکی

 

 

 

 




طبقه بندی: مقــــــــــــاله، 
ارسال توسط زهره ملکی

قرآن کریم : اگر تقوی پیشه کنید خداوند به شما قوه تشخیص خوب از بد می بخشد و از جایی که گمان نمی برید روزی می دهد.
2- رسول اكرم ص فرموده اند : از علماء سئوال كنید با حكما هم سخن شوید با فقرا همنشینی كنید
3- امام علی ع فرمود : ریاست میدان آزمایش افراد است . امام علی ع فرمود : لجاجت به تدریج اندیشه را نابود می كند .
4- امام علی ع فرمود : شادی مومن در چهره اش و اندوه او در قلبش است.
5- امام علی ع فرمود : اختلاف فكر را ریشه كن می سازد.
6- امام علی ع فرمود : در دروغگو بودن كافی است كه شخص هر چه میشنود نقل نماید.
7- امام علی ع فرمود : بد گویی پشت سر دیگران آخرین كوشش ناتوان است.
8- امام علی ع فرمود : وقتی كارهای استحبابی سبب ترك واجبات گردد مستحبات را ترك كن.
9- امام علی ع فرمود : از هر چیزی تازه اش را انتخاب كن ولی از دوستان كهنه اش را .
10- امام علی ع فرمود : چون دیدی خداوند پیاپی بر تو نعمت ارزانی میدارد از او بیشتر بترس.
11- امام علی ع فرمود : دشمنان تو سه کس هستند: دشمن تو ، دشمن دوست تو و دوست دشمن تو




طبقه بندی: گالری عکس، 
ارسال توسط زهره ملکی
(تعداد کل صفحات:19)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
میزان رضایت شما از وبسایت ادیبستان در چه حدی است ؟







صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ