تبلیغات
ادبستان گلپایگان - ریشه یابس ضرب المثل ها
ریشه یابی ضرب المثل ها

"شاهنامه آخرش خوش است! "

چندی پیش در سایت«بهار» نظرات مختلفی در تشریح ریشه ضرب المثل مذکور بیان شده بود. نگارنده برای دریافت ساده این نظرات ،آنها را به چند دسته تقسیم کرده است که در ذیل به آنهااشاره می شود. انتظار می رود خواننده آن نظری را که در ترازوی عقل سنگین تر می نماید به عنوان ریشه برگزیند:

نظر اول:

مهدی پرتوی آملی در کتاب «ریشه‌های تاریخی امثال و حکم» علت رواج این جمله را این می‌داند که در گذشته هر کس «شاهنامه» می‌خواند و به ستایش سلطان محمود غزنوی می‌رسید، از همت سلطان در تحسین «شاهنامه» خوشحال می‌شد؛ اما با پایان یافتن «شاهنامه» و فهمیدن حق‌ناشناسی سلطان محمود در قبال فردوسی و کتابش، متوجه اشتباه خود می‌شد. این روایت بعدها به ضرب‌المثل تبدیل شد و عاقلان به هر کس که دست به کار نابخردانه‌ای بزند و اصرار بر ادامه‌ی آن داشته باشد، می‌گویند: شاهنامه آخرش خوش است.

نظر دوم:

محمد‌علی اسلامی ندوشن معتقد است: این ضرب‌المثل کنایی نیست و اشاره به هسته‌ی اصلی «شاهنامه» یعنی جنگ‌های ایرانیان و تورانیان دارد. او اعتقاد دارد که خوش بودن پایان «شاهنامه» مربوط به حمله‌ی اعراب و شکست ساسانیان نیست، بلکه به پیروزی نهایی پهلوانان ایرانی بر لشکر توران اشاره دارد که البته این پیروزی در قسمت‌های میانی «شاهنامه» و در بخش پهلوانی آن است و به آخر «شاهنامه» که مربوط به بخش تاریخی می‌شود، ربطی ندارد.