تبلیغات
ادبستان گلپایگان - اسطوره چیست؟

سطوره چیست !

اسطوره چیست !

 

اسطوره داستانی است که بیان کننده منشأ پدیده های طبیعت، همچنین آئین ها و عقاید موروثی به نحوی ساده و عامه پسند می باشد. در این نوع داستان تاثیر قوای مافوق طبیعی در امور طبیعی و انسانی شرح داده می شود. مرز میان افسانه و تاریخ در اساطیر، چنان در تحول است که گاهی یک انسان تاریخی و متعلق به زمان عینی-زمان محدود متعین و قابل توجه- تبدیل به موجود اسطوره ایی و متعلق به زمان ذهنی –زمان نامحدود و ابدی– می­گردد، و در توجیه پیدایش پدیده ها و آئین ها نقشی همچون نقش نیروهای تشخص یافته ماوراء طبیعی به خود می گیرد.


به زعم میرچاده الیاده اسطوره پیش از آن که هر چیز دیگری باشد داستان است و جاذبه ای که اسطوره برای زندگی انسان امروزی دارد نشان دهنده میل درونی انسان به شنیدن داستان است. ولی این سادگی فریبنده است چرا که اسطوره در باطن خود متضمن چگونگی و چیستی بوجودآمدن پدیده ها و حتی خلقت جهان است و اینکه پس از خلقت برآن ها چه گذشته است. بنابراین هر داستانی را نمی توان اسطوره دانست بلكه فقط آن داستان هائی را می توان اسطوره نامید که پیدایش یا آفرینش چیزها و جهان را به ما نشان می دهد.


نشان دادن یعنی آشكار کردن چیزی با کنار زدن پوشش آن که تا چیزی وجود نداشته باشد تلاشی جهت آشکار شدن آن انجام نمی پذیرد. از سوی دیگر اسطوره به معنای داستان غیرواقعی و دروغ است. بنابراین از تعاریف الیاده چنین برداشت می شود که حقایقی درباره چگونگی پیدایش چیزها از پیش وجود دارد و انسان ها با ساختن اسطوره ها (داستان های دروغ) یا افسانه سرایی سعی درآشکار نمودن این حقایق دارند.

 

البته باید بدانیم که الیاده آفرینش را به دو معنای محدود و وسیع در نظر دارد. در معنای محدود منظور او آفرینش جهان به اراده آفریدگار است و در معنای وسیع؛ پیدایش هر چیزی از سنت و رسم و رفتار اخلاقی گرفته تا نهادهای اجتماعی و حکومتی و....


به اصطلاح خود الیاده «اسطوره شناسی» (به معنای مجموعه افسانه های آفرینش) بطور کلی همان «ائتوفانی» (تجلی هستی) است و «ائتوفانی» همیشه با «تئوفانی» (تجلی ذات الهی) همراه است.


فیلسوفان و محققان درباره پیدایش این داستان ها نظریات مختلفی ارائه نموده اند:


1. نظریه کتاب مقدس: بر اساس این نظریه؛ تمامی افسانه های اسطوره ایی بر اساس روایات کتاب مقدس می باشند؛ اگر چه حقایق آن پنهان مانده و تفسیر و تاویل شده اند. بدین ترتیب «دئوکالیون» فقط نام دیگر «نوح» است، «هرکول» نام دیگر «سامسون» و «اریون» همان «یوحنا» است!


2. نظریه تاریخی: قهرمانان و اساطیر؛ همه شخصیت هائی واقعی بوده اند اما روایات افسانه ایی در ازمنه بعدی چیزهائی بر آن افزوده است.


3. نظریه مجازی: تمامی اساطیر کهن، سمبولیك و نمادین هستند و حاوی حقایق اخلاقی و امور دینی و یا تاریخی ای می باشند که در طول زمان جنبه­ی واقعیت به خود گرفته اند.


4. نظریه مادی: در ایام باستان عناصری همچون باد، آتش، آب و هوا عناصری الهی بودند که مورد پرستش واقع شدند. رب النوع های اصلی آنان منشأ قدرت طبیعی این عناصر بر روی زمین محسوب می شدند که اساطیر قدیمی حول محور آنها شكل گرفته است.

 

نقش اساسی اسطوره متعلق به منشأ نمادین آن است. زمانی که واقعیت های غائی، ماهیت توصیف ناپذیری می یابند؛ راهی بجز تبیین آن ها از طریق شعر و نماد پردازی نیست.مهمتر از همه آنکه اسطوره نیازهای عمیق دینی و اخلاقی را برآورده می کند. حتی در مواردی اسطوره می تواند پاسخگوی نیازهای روزمره انسان ها نیز باشد. اسطوره را باید جزء لاینفک تمدن بشری بشمار آورد و نه یک داستان بیهوده. اسطوره در پیشبرد اهداف و آرمان های اجتماعی و دینی نیروئی کارساز است.


بنابراین کارکردهای اسطوره را می توان بصورت ذیل دسته بندی و خلاصه کرد:


1. توضیح و توجیه حقایق طبیعی و فرهنگی
2. تایید یا ارزش گذاری و توضیح دهنده ی آئین ها و شعایر.
3. توصیف سرچشمه و پایان جهان و موضوعاتی همچون بهشت و... که مردم هرگز ندیده اند
4. درمان. بهبود. الهام