تبلیغات
ادبستان گلپایگان - و اندر حکایت تشخیص انواع فعل و...

فعل

        فعل درجمله جایگاه اسنادی را اشغال می كند. یعنی به نهاد اسناد داده می شود یا کلمه ای را به نهاد اسناد می دهد وبه تنهایی یا به کمک وابسته هایی ، درآن واحد اغلب چهار مفهوم دلالت می کند:1- مفهوم شخص 2- مفهوم افراد یا جمع 3- مفهوم زمان 4- یکی ازمفهوم های زیر :

الف) انجام دادن یاانجام گرفتن کاری

               سعید کتاب رابرد (می برد).     شیشه شکست (نشکست).

ب) واقع شدن کاری برکسی یا چیزی

              علی کشته شد(نشد).

ج) پذیرقتن حالتی یا صفتی :

              هوا سرد شد(نشد). محسن بیمار شد(نشد).

د) اسناد ، یعنی نسبت دادن صفتی یا حالتی بر کسی یا چیزی:

           محسن بیمار است (نیست).   هوا گرم بود (نبود).

ه) وجود داشتن :

      آنجا چیزی هست .     دراتاق کسی نیست.

و) مالکیت ودارا بودن:

       من کتاب دارم . پروین کیف داشت .

وقتی فعل به کار می رود هر چهار مفهوم را درآن واحد می رساند: مثلا در« رفتند » این چهار مفهوم وجود دارد: شخص غایب که فاعل وکننده ی کار است ، جمع (نه یکی بودن ) فاعل ،مفهوم زمان گذشته وعمل «رفتن » .

 

 

 

 

 

 

 

شخص :

شخص در فعل همان شناسه ی فعل است که همیشه همراه آن است وشش عضو دارد :

شخص وشمار

فعل مضارع

شناسه

فعل ماضی

شناسه

اول شخص ( گوینده )

دار

م

داشت

-        م

دوم شخص (شنونده )

دار

ی

داشت

        ی

سوم شخص ( دیگری )

دار

                   د

داشت

           0

اول شخص ( گویندگان )

دار

-         یم

داشت

یم

دوم شخص ( شنوندگان)

دار

-        ید

داشت

ید

سوم شخص (دیگر ی)

دار

-         ند

داشت

ند

       فعل را گوینده یا به خود نسبت می دهد ، چنان که در رفتم یا به مخاطب ، چنان که در« رفتی » یا به کسی یا چیزی دیگر ، چنان که در «رفت».درحالت اول فعل را اول شخص یا گوینده یا متکلم ، ودرحالت دوم ،دوم شخص یا شنونده یا مخاطب ودر حالت سوم ، سوم شخص یا کس دیگر یا غایب گویند.

جمع ومفرد :

فعل یا جمع است یا مفرد ، یعنی یا به چند کس یا چند چیز نسبت داده می شود یا به یک تن وبه یک چیز . در صورت اول فعل را جمع وصورت دوم را مفرد می گویند  مثل رفتم، رفتی ، رفت ، رفتیم ، رفتید ،رفتند.

 

بن فعل:

      در هرساختی از فعل ، بخشی یا جزئی هست که مفهوم کار یا حالت یا وجود ویا اسناد از آن معلوم می شود . این جزء را بن می گویند که همان بخش تغییر ناپذیر فعل است. دراین ساخت های زیر :

می خورم ، ( می + خور +م} می+ خور+ ی        می +خور  + د       می+ خور  +  یم   می+ خور +ید              می+ خور +  ند

 

کاری که انجام گرفته «خوردن » است که در زنان های مختلف به اشخاص مختلف نسبت داده شده است . با این که ساختمان آن ها متفاوتند در اجزایی با هم مشترکند ، چنان که ساخت های زیر :

خورد+ه +ام   خورد+ه +ای   می+ خورد+م    می + خورد + یم    خورد +ه + باشید  و خواهی + خورد .

 

در جزء خورد مشترکند . دسته اول که در جزء خور » مشترکند ، اغلب برای بیان وقوع فعل در زمان حال بکار می روند.فعل های دسته دوم که در جزء «خورد» مشترکند ، اغلب برای وقوع فعل در زمان گذشته به کار می روند. از این دو جزء «خور» و«خورد» مفهوم اصلی فعل به دست می آید .این جزء را «بن » های فعل می گوییم . هر فعلی دوبن دارد: بن مضارع که ساخت های زمان حال وامر از آن ساخته می شود وبن ماضی که ساخت های زمان های گذشته وآینده از آن ساخته می شود .

شناسه :

     مفهوم شخص ( اول شخص یا گوینده یا متکلم ، دوم شخص یا شنونده یا مخاطب وسوم شخص یا دیگر کس یا غایب ) ونیز مفهوم  افراد وجمع را اجزایی مشخص      می کنند که آنها را شناسه می نامند:

 

ساده ترین ساخت های فعل

      ازبن وشناسه ، ساده ترین ساخت های فعل ساخته می شود ، وساده ترین ساخت های فعل ازبن ماضی است که آن را ماضی مطلق یا گذشته ساده می نامند .

زمان فعل

        زمان فعل از ساخت آن مفهوم می شود . زمان اصلی ، گذشته (ماضی ) ، حال وآینده (مستقبل )است اما علاوه بر آن هر فعلی در ضمن آن که به یکی از سه زمان مزبور دلالت می کند ، مورد استعمال خاصی از جهت زمان دارد چنان که در زیر آمده است:

سعید به مدرسه رفت.

سعید به مدرسه رفته است.

سعید به مدرسه رفته بود .

سعید به مدرسه می رفت.

فعل ها  همگی بر زمان گذشته دلالت می کنند ،اما هریک درموردخاصی به كار      می رود.

 

مصدر

        وقتی که بن فعل با پسوند «      ن  » ترکیب شود ، مفهوم اصلی فعل را بی آن که مفهوم های زمان وشخص را دربرداشته باشد  می رساند مانند «خورده» + ن در «خوردن» نه مفهوم زمان هست ونه شخص . «خوردن » وکلمه هایی مانند آن را مصدر می نامند.مصدر یکی از اقسام اسم (اسم معنی ومشتق) است.

اجزای پیشین فعل

      غیر ازساده ترین ساخت های فعل ، بقیه ساخت ها عالاوه بر بن وشناسه ، بااجزایی ساخته می شود که آن هارا جزء پیشین فعل می نامیم . اجزای پیشین فعل عبارتنداز می،  ب ، ن(م) در فعل منفی .«می » معنی استمرار وتکرار وجزآن به فعل می دهد چنان که در «می خوردم» همان مفهوم «خوردن » هست به اضافه ی استمرار ( مثلا در این جمله : من غذا می خوردم که علی وارد شد.) یا تکرار ( مثلا دراین جمله : سال گذشته من هرروز به کتابخانه می رفتم .) ویا فعل را التزامی می کند.(مثلا دراین عبارت : ای کاش برادرم از مسافرت می امد واو را می دیدم ) «ب» مضارع ساده را به مضارع التزامی تبدیل می کند ، ب+خوردم          بخوردم ویا ازبن مضارع فعل امر می سازد :ب+خور          بخور.

 

ساختمان فعل

           فعل را درزمان فارسی ، ازجهت ساختمان ، به شش گروه می توان تقسیم کرد : فعل های ساده، فعل های پیشوندی ، فعل های مرکب، فعل های پیشوندی مرکب، عبارت های فعلی، فعل های لازم  یک شخصه .

 

 

فعل های ساده

      فعل های ساده فعل هایی اند که مصدر آن ها صرف نظر از نشانه ی مصدری بیش ازیک کلمه نیست. به عبارت دیگر دارای اجزایی نیستند که بتوان آن هارا جدا کرد. ودرترکیب با اجزای دیگر به کار برد.مانند :

        آفریدن ، الودن ، افتادن ، بافتن ، بودن ، پوشیدن، دانستن ، شدن و...

      فعل های جعلی را نیز جزء فعل های ساده به شمار می آوریم . فعل های جعلی فعل هایی اند که بن فعل ندارند، به عبارت دیگر بن دراین فعل ها کلمه ای فارسی یا غیر فارسی است ه از ان فعل ومصدر ساخته شده است:

بلعیدن ،  تلگرافیدن ،  رقصیدن ، قبولاندن ،  کوچیدن

 

 

افعال پیشوندی

    

 فعل های پیشوندی فعل های اند که از یک پیشوند ویک فعل ساده ساخته شده اند. مهم ترین پیشوندهای فعل ومصدر پیشوندی  می سازندعبارتنداز:

                            بر،در، فرو، فرا، باز، وا، ور:

                            بر: برداشتن ، برگشتن ، برچیدن

                            در : درافتادن ، درامیختن

                            فرو: فرو رفتن، فرو نشاندن

                            فرود: فرود آمدن ، فرود آوردن

                            فرا: فرا گرفتن ، فرارسیدن

                            باز: بازداشتن ، بازآوردن

                           وا: وارفتن ، واخوردن

                           ور: وررفتن ، ورآمدن

 

 

فعل های پیشوندی مرکب

      قعل های پیشوندی گاهی با کلمه ای ترکیب می شوند ومعنی واحدی رابیان می کند. معنی مزبور نسبت به معنی لغوی کلمه ای سازنده غالبا مجازی است مانند:

            دم درکشید(= خاموش شد)،  سردرآورد(=فهمید) ، تن درداد(=تسلیم شد) ، سربازد (=خودداری کرد)

 

فعل های مرکب

      فعل های مرکب فعل هایی هستند که از یک کلمه با یک فعل ساده ساخته می شوند ومجموعا معنی واحدی را می سازند، مانند :« آرایش کردن  ، تأسف خوردن .، جزء غیر صرفی در این قبیل فعل ها درحکم جزئی صرفی است واین روش نحوی در جمله ندارد .اگر جزء غیر صرفی ، نقش مشخصی داشته باشد واز مجموع جزء غیر وصرفی یعنی فعل ساده ، دو معنی حاصل شود.مجموع آن دورا نمی توان فعل مرکب نامید، مانند: «خانه ساختم » ، که «خانه» مفعول«ساختم» است ومجموع ان دو ، فعل مرکب نیست. 

 

عبارت های فعلی

       عبارت فعلی به دسته ای از کلمات اطلاق می شود که از مجموع آن ها معنی فعل واحدی حاصل می شود وغالبا معادل با مفهوم یک فعل ساده یا یک فعل مرکب است. عبارتهای فعلی بعضی ازدو کلمه هستند که معمولا، یکی از کلمات حرف اضافه است ومجموع عبارت نیز معمولا معنی مجازی دارد. مانند از پای درآمدن = ( از +پای +در+ آمدن) که یکی از آن ها حرف اضافه است : (از) ودرمجموع آن ها نه معنی « پای » منظور ونه معنی «آمدن» یا«درآمدن»  ومجمع این چهار یک معنی مجازی دارد که معادل« افتادن » است وچون:برپاکردن  ، به کار گرقتن  ، ازچشم افتادن ، از سرگرفتن ، به سربردن، به پایان آمدن و...

فعل های لازم یک شخصه

      مراد ازاین اصطلاح ، فعل هایی است که به صورت لازم (ناگذر) وفقط به صورت سوم شخص مفرد به کار می روند وبه جای شناسه ، ضمیر متصل مفعولی واضافی2 ، شخص فعل را نشان می دهد مانند:

           خوشم آمد ، خوشت آمد  ، خوشش آمد، خوشمان آمد ، خوشتان آمد ، خوششان آمد

 

فعل ماضی : فعلی که برزمان گذشته دلالت می کند

ساخت انواع فعل های ماضی

ماضی ساده : بن ماضی + شناسه  خوردم ، خوردی ، خورد    خوردیم ، خوردید ، خوردند

ماضی نقلی: صفت مفعولی + ام ،ای ،است،ایم،اید،اند      رفته ام ، رفته ای ، رفته است، رفته ایم ، رفته اید ، رفته اند

ماضی بعید : صفت مفعولی +فعل کمکی ازمصدر«بودن»  رفته بودم ، رفته بودی ، رفته بود ، رفته بودیم ، رفته بودید ، رفته بودند

ماضی التزامی : صفت مفعولی +باشم ، باشی و....                رفته باشم  ، رفته باشی ، رفته باشد ، رفته باشیم ، رفته باشید ، رفته باشند

ماضی استمراری : می +ماضی ساده          می رفتم ، می رفتی ، می رفت ، می رفتیم ، می رفتید ، می رفتند

ماضی نقلی مستمر : می + ماضی نقلی        می رفته ام  ، می رفته ای ، می رفته است ، می رفته ایم ، می رفته اید ، می رفته ا ند

فعل مضارع : فعلی که بر زمان های حال وآینده دلالت میکند.

انوع فعل مضارع

مضارع ساده: بن مضارع +شناسه ها        روم ، روی ، رود ، رویم ، روید ، روند

مضارع اخباری : می +مضارع ساده           می روم ، می روی ، می رود ، می رویم ، می روید، می روند

مضارع التزامی : ب +مضارع ساده           بروم  ، بروی   ، برود  ، برویم ،  بروید  ، بروند.