تبلیغات
ادبستان گلپایگان - خورشید بی غروب

خورشید بی غروب

خورشید بی غروب

شط خون است و فرات است و هزاران تشنه لب

جام عشق است و بهشت است و نگاه پر ز تب

طفل شیر خوار و نگاهش پر ز خواهش های نرم


آتشین پیکان قهر است و هزاران تیر گرم


یک ابوالفضل و فرات و مشک های سر به زیر


یک کویر و نیزه های بی وفا بر جان شیر


یک حسین است و فراقش طاقت مار را ربود


سال ها بگذشت و یادش زنگ دل ها را زدود

ظهر عاشورا و سر های بریده بر زمین



رکعت عشق است و دشمن با نگاه در کمین


در تنور حادثه در خیمه های اهل دین

بی وفایی شعله می زد دامن اهل یقین



روز معراج و نگاه کودکان بی شکیب


روز پیکار و نزول کوفیان نانجیب


کربلا در خواب زهره در سحرگاهان شکفت



راز معراج اقاقی ها به گوش عرش گفت


 

تا محرم می رسد شور حسین در پیش روست


از ازل تا آخرین روز جهان دل ها ز اوست


ای مَلَک ، دست قلم بر صفحه ی عالم نوشت


این فلک را ، دست حق از بهر او در هم سرشت

 

زهره ملکی





موضوع: مناسبت ها ورویدادهای روزانه،
[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 09:42 ق.ظ ] [ زهره ملکی ]