تبلیغات
ادبستان گلپایگان - معرفت درّ گرانی است به هر كس ندهندش

معرفت درّ گرانی است به هر كس ندهندش

معرفت درّ گرانی است به هر كس ندهندش

پر طاووس قشنگ است به كركس ندهندش

 

در نگاهش موجی از تفاخر از جنس خودخواهی و خودبینی دیده می شد و كلامش در كِش و قوس ناز و ادا، خیلی كُند به پایان می رسید.

همه سرا پا گوش بودند و با دهانی باز و نگاهی حریص به حلاجی كلمات عجیب و غریبش مشغول بودند. كلامی كه به ظاهر مهر تأكیدی بر اثبات باكلاسی و با فرهنگ بودنش می شد.

و گاهی نیم نگاهی از روی تمسخر بر جمعی كه جدا از آنان به ناچار درگیر فضای موجود بودند می كرد و تیر طعنی زهرآلود از زبان خویش بر قلب آنان روانه می نمود.

در آن مهمانی، او تازه واردی بود كه به قول خودش به جمع بی كلاس ها افتخار حضور داده بود. یك بی پروایی عجیب در رفتار و كلامش هویدا بود كه روح هر انسانی را دچار عذاب و آشوب می نمود.

ولی از نگاه من، او بیماری بود كه عجیب دچار ویروس غرب زدگی شده بود و با این ویروس خطرناك آتشی بر خرمن ذهن و اندیشه پاك اطرافیان خود می زد و آنان را چون خود، دچار یك وابستگی فرهنگی و یك نوگرایی مسموم می كرد، خیلی تحمل كردم كه خودم را درگیر او و سخنانش نكنم؛ اما تاب نیاوردم و به ناچار به بهانه ای خودم را به محفل به ظاهر پرشور و هیجانشان رساندم و باب سخن را با این نوگل نوشكفته (كه به تازگی از باغ سرسبز اندیشه های نوین كه از خاكستر كینه و نخوت غرب به ثمر رسیده بود)، باز كردم.

گفتم: اگر ما هم بخواهیم مثل شما با كلاس شویم باید چه كار كنیم؟ اصلاً اصطلاح باكلاسی از نظر شما شامل حال چه كسانی خواهد شد؟ من هر چه در لغت نامه ها و آرشیو ذهنم می گردم معنی و معادل مناسبی برای این واژه نمی یابم! آیا برای پیوستن به جمع باكلاس هایی چون شما باید هم رنگ جماعت خاصی شویم؟ شما نظرتان چیست؟

او كه اصلاً انتظار چنین شوك كلامی را نداشت كمی فكر كرد و مكث و سپس با شك و تردید پرسید: یعنی شما معنی این كلمه را نمی دانید؟ از شما بعید است! گفتم اتفاقاً این از آن سؤال های چند جوابی به هم نزدیك است كه تشخیص و تفهیم آن كمی مشكل است كه البته با هم صحبتی با استادی چون شما در این زمینه ابهامات ذهنی من هم بر طرف خواهد شد.

به نظر شما باكلاس بودن یعنی قید حجاب را زدن؟ و یا حضور در جامعه با شكل و شمایل خاص با روابط اجتماعی بالا از نوع غربی؟ و یا تقلید كوركورانه از یك عده خاص كه هنوز اندر خم یك كوچه به دنبال خود واقعی و هویت مجهولشان سر در گم اند؟

مفهوم باكلاس بودن با توجه به آن چه كه در سطح جامعه امروزی می بینم (آن هم در شهری كه قدمت مذهبی اش زبانزد خاص و عام است و فرهنگ غنی آن باعث افتخار همه است) آن است كه متأسفانه بعضی از شهروندان عزیز ما دچار یك شوك وحشی از آن سوی تمدن و فرهنگی كه هدفش رسیدن به ناكجاآباد است شده و همه چیز را به باد فنا داده تا با از دست دادن ارزش ها و ملاك های معنوی در پیچ و خم این زندگی های پرآشوب به یك واحد كلام كه پشت خود لقب باكلاسی را به همراه دارد برسند آیا برای اجاره یك واحد كلاس فرهنگی باید تمام داشته های معنوی و ارزشمند خود را به عنوان اجاره بها به فنا داد؟

شهر من، شهری بود كه زن در آن قداست و جایگاه خاصی داشت از آن زمان كه مادران عصر جدید دست پرورده نامادری خویش (ماهواره و ارزش های غربی) شده اند اصطلاح باكلاس بودن به شدت چون ویروسی خطرناك شیوع پیدا كرد و سلامت فكری و اندیشه آنان را تهدید نمود.

به نظر من شما یك شخص باكلاس و با فرهنگ نیستید شما كسی هستید كه با گم كردن جایگاه و ارزش های شخصی خود دچار یك بی كلاسی و سردرگمی خاصی شده اید كه هر لحظه مجبورید با روش های تقلیدی، خود را به زور در یك كلاس با ظرفیت پایین با پارتی بازی های معمول امروزی جا دهید و ثابت كنید كه شما هم از شاگردان ممتاز این مكتب و فرهنگ بیگانه هستید.

و افسوس كه بعضی از شاگران دیروز من، هم كلاسی شما در این مكتب به حساب می آیند و با اینكه امروز عنوان پاك مادری را با خویش به یدك می كشند خود مسموم و بیمار اندیشه های غربی هستند و صد افسوس كه فرزندان نسل آینده هم باید دانش آموزان چنین مكتبی باشند!

من كه سوار بر اسب سپید سخن بی امان در زمین ذهن طرف مقابل تاختن را تجربه می كردم ناگهان احساس كردم كه با چهره های برافروخته از خشم و چشمانی پر از نفرت روبه رو هستم و دیگر وقت آن رسیده كه عنان كلام را مهار كرده؛ زیرا كه عرصه ذهن ایشان به هیچ عنوان جایگاه خوبی برای اسب دوانی و سخنرانی نیست و از قرار معلوم در صدف وجودی او مدت ها پیش دُرّ معرفت به یغما رفته بود و گوشش شنوای كلامی از این جنس نبود.

در آخر بدون اینكه پاسخ سؤالاتم را از ایشان دریافت كنم محفل گرمشان را رها كرده و با نهایت تأسف و تأثر زیر لب نجوا كردم:

معرفت درّ گرانی است به هر كس ندهندش

پر طاووس قشنگ است به كركس ندهندش

زهره ملكی



[ جمعه 7 شهریور 1393 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ زهره ملکی ]