تبلیغات
ادبستان گلپایگان - خورشید بی غروب

خورشید بی غروب

خورشید  بی غروب

 

اربعین گشت و هنوزم داغ لاله بر جگر

می بَرد دل را به صحرای جنون بار دگر

یاد معراج اقاقی ها ز دشت کربلا

چشم ما در خون کِشد از کوفیان بی وفا

ساحل سرخ فرات است و دل آینشه اش

جلوه ماه بنی هاشم کند دیوانه ا

چون که عشق است و نگاه مهربانش در کمین

تا بَرد مَشکی ز ایثار از برای اهل دین

در کنار خیمه می خواند نوای آتشین

کودکی کز تیر دشمن می شود نقش زمین

چون که خورشید زمین بر نیزه شد در کربلا

اینچنین شور حسین غوغا کند در خون ما

چون عَلَم گشته مرام و مَسلکش در این زمان

ظالمان هر سو کِشند از بهر ما تیر و کمان

اربعین گشت و دل شوریده می خواند دعا

چون محرم می رسد از سوی دل آید نوا

ای اقاقی ها که در خاک غریبی خفته اید

با شقایق راز ها از جنس ایمان گفته اید

این حسین دُردانه ی عالم که در بین شماست

بهترین یاقوت احمد ، از همه عالم جداست

دُرّ نابی از ولایت ، غنچه ی سرخ بهشت

نور چشم فاطمه ، همچون علی نیکو سرشت

ای مَلک خون قلم در پای شمسی اینچنین

کی تواند بَر شمارد وصف او را در زمین

 

با تشکر

زهره ملکی





موضوع: مناسبت ها ورویدادهای روزانه،
[ دوشنبه 4 فروردین 1393 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ زهره ملکی ]