تبلیغات
ادبستان گلپایگان - گنجینه ی دل های معانی

گنجینه ی دل های معانی

داشتن دلی مهربان ،

شاید لطف خدا باشد

شاید تمرین است

شاید عوض کردن نگاه ، به دنیاست

شاید داشتن دوستی مهربان است

هر چه هست ، دل جای مهربانی و عشق است ...

چنانکه مولانا ،

داده خدا را با آن همه مهربانی و لطفی که از او سراغ دارد ،

جای خشم و کینه  نمی داند:

            با این همه مهر و مهربانی

                                          دل می دهدت که خشم رانی ؟

مولانا

 




حیف! فریاد مرا بغض به یغما برده

یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم...






خوبست تو هستی

تا زمستان سرد تمامم نکند ...

 










ای کاش چشم پزشک ماهری بودم و ...

 




در قنوتـــم ز خدا «عقـل» طلب مــــی کردم

«عشق» اما خبر از گوشه ی محراب گرفت ...




 



ای کاش نرفته بودی

ای کاش دست به دست آن راه

نداده بودی

سفر نکرده بودی

ای کاش وقت ِما

در تماشای ِعشق

صرف میشد

نه در انزوای ِخاموش تنهایی

ای کاش زندگی را

جدی میگرفتیم

مثل نگاه ِقمری به اهل خانه

و دمیدن بهار

از ترک های دیوار

مثل نفس های ِشوق

مثل تب و تاب دریا

ای کاش تو بودی ...

ای کاش ....


 







 




من

همان


آنانکه پرواز را آموخته اند بدون بال هم

           می توانند در آسمان آبی و بی انتهای  خداوند ، پرواز کنند.

 




جای خشم و کینه  نمی داند:

            با این همه مهر و مهربانی

                                          دل می دهدت که خشم رانی ؟

مولانا

 

 



زمین در انتظار تولد یک برگ.....

من در حال شمارش معکوس.....

صفر همیشه پایان نیست.......

گاه آغاز پرواز است.......







موضوع: آنچه میخواهد دل تنگت بگو،
[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 08:17 ق.ظ ] [ زهره ملکی ]