تبلیغات
ادبستان گلپایگان - مطالب احادیث و روایات

گذری کوتاه بر خطبه های دلنشین نهج البلاغه

خطبه 1

- امام علیه السّلام در این سخنرانی از آفرینش آسمان و زمین و آفرینش انسان یاد می‏كند -

1 عجز انسان از شناخت ذات خدا

سپاس خداوندی را كه سخنوران از ستودن او عاجزند، و حسابگران از شمارش نعمت‏های او ناتوان، و تلاشگران از ادای حق او درمانده‏اند.خدایی كه افكار ژرف اندیش، ذات او را درك نمی‏كنند و دست غوّاصان دریای علوم به او نخواهد رسید.پروردگاری كه برای صفات او حدّ و مرزی وجود ندارد، و تعریف كاملی نمی‏توان یافت و برای خدا وقتی معیّن، و سر آمدی مشخّص نمی‏توان تعیین كرد.مخلوقات را با قدرت خود آفرید، و با رحمت خود بادها را به حركت در آورد و به وسیله كوه‏ها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل كرد.

2 دین و شناخت خدا

سر آغاز دین، خداشناسی است، و كمال شناخت خدا، باور داشتن، او، و كمال باور داشتن خدا، شهادت به یگانگی اوست و كمال توحید - شهادت بر یگانگی خدا - اخلاص، و كمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا كردن است، زیرا هر صفتی نشان می‏دهد كه غیر از موصوف، و هر موصوفی گواهی می‏دهد كه غیر از صفت است، پس كسی كه خدا را با صفت مخلوقات تعریف كند او را به چیزی نزدیك كرده، و با نزدیك كردن خدا به چیزی، دو خدا مطرح شده و با طرح شدن دو خدا، اجزایی برای او تصوّر نموده و با تصّور اجزا برای خدا، او را نشناخته است.و كسی كه خدا را نشناسد به سوی او اشاره می‏كند و هر كس به سوی خدا اشاره كند، او را محدود كرده، به شمارش آورده.و آن كس كه بگوید «خدا در چیست» او را در چیز دیگری پنداشته است، و كسی كه بپرسد «خدا بر روی چه چیزی قرار دارد» به تحقیق جایی را خالی از او در نظر گرفته است، در صورتی كه خدا همواره بوده، و از چیزی به وجود نیامده است.با همه چیز هست، نه اینكه همنشین آنان باشد، و با همه چیز فرق دارد نه اینكه از آنان جدا و بیگانه باشد.انجام دهنده همه كارهاست، بدون حركت و ابزار و وسیله، بیناست حتّی در آن هنگام كه پدیده‏ای وجود نداشت، یگانه و تنهاست، زیرا كسی نبوده تا با او انس گیرد، و یا از فقدانش وحشت كند.

3 راه‏های خدا شناسی

اوّل - آفرینش جهان

خلقت را آغاز كرد، و موجودات را بیافرید، بدون نیاز به فكر و اندیشه‏ای، یا استفاده از تجربه‏ای، بی آن كه حركتی ایجاد كند، و یا تصمیمی مضطرب در او راه داشته باشد.برای پدید آمدن موجودات، وقت مناسبی قرار داد، و موجودات گوناگون را هماهنگ كرد، و در هر كدام، غریزه خاصّ خودش را قرار داد، و غرائز را همراه آنان گردانید.خدا پیش از آن كه موجودات را بیافریند، از تمام جزئیّات و جوانب آنها آگاهی داشت، و حدود و پایان آنها را می‏دانست،

و از اسرار درون و بیرون پدیده‏ها، آشنا بود.سپس خدای سبحان طبقات فضا را شكافت، و اطراف آن را باز كرد، و هوای به آسمان و زمین راه یافته را آفرید، و در آن آبی روان ساخت، آبی كه امواج متلاطم آن شكننده بود، كه یكی بر دیگری می‏نشست، آب را بر بادی طوفانی و شكننده نهاد، و باد را به باز گرداندن آن فرمان داد، و به نگهداری آب مسلّط ساخت، و حد و مرز آن را به خوبی تعیین فرمود.فضا را در زیر تند باد و آب را بر بالای آن در حركت بود.سپس خدای سبحان طوفانی بر انگیخت كه آب را متلاطم ساخت و امواج آب را پی در پی در هم كوبید.طوفان به شدّت وزید، و از نقطه‏ای دور دوباره آغاز شد.سپس به طوفان امر كرد تا امواج دریاها را به هر سو روان كند و بر هم كوبد و با همان شدّت كه در فضا وزیدن داشت، بر امواج آب‏ها حمله‏ور گردد از اوّل آن بر می‏داشت و به آخرش می‏ریخت، و آب‏های ساكن را به امواج سركش بر گرداند.تا آنجا كه آب‏ها روی هم قرار گرفتند، و چون قلّه‏های بلند كوه‏ها بالا آمدند.امواج تند كف‏های بر آمده از آب‏ها را در هوای باز، و فضای گسترده بالا برد، كه از آن هفت آسمان را پدید آورد.آسمان پایین را چون موج مهار شده، و آسمان‏های بالا را مانند سقفی استوار و بلند قرار داد، بی آن كه نیازمند به ستونی باشد یا میخ‏هایی كه آنها را استوار كند.آنگاه فضای آسمان پایین را به وسیله نور ستارگان درخشنده زینت بخشید و در آن چراغی روشنایی بخش - خورشید - ، و ماهی درخشان، به حركت در آورد كه همواره در مدار فلكی گردنده و بر قرار، و سقفی متحرّك، و صفحه‏ای بی قرار، به گردش خود ادامه دهند.

دوّم - شگفتی خلقت فرشتگان:

سپس آسمان‏های بالا را از هم گشود، و از فرشتگان گوناگون پر نمود.گروهی از فرشتگان همواره در سجده‏اند و ركوع ندارند و گروهی در ركوعند و یارای ایستادن ندارند و گروهی در صف‏هایی ایستاده‏اند كه پراكنده نمی‏شوند و گروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی‏شوند و هیچ گاه خواب به چشمشان راه نمی‏یابد، و عقل‏های آنان دچار اشتباه نمی‏گردد، بدن‏های آنان دچار سستی نشده، و آنان دچار بی خبری برخاسته از فراموشی نمی‏شوند.برخی از فرشتگان، امینان وحی الهی، و زبان گویای وحی برای پیامبران می‏باشند، كه پیوسته برای رساندن حكم و فرمان خدا در رفت و آمدند.جمعی از فرشتگان حافظان بندگان، و جمعی دیگر دربانان بهشت خداوندند.بعضی از آنها پاهایشان در طبقات پایین زمین قرار داشته، و گردن‏هاشان از آسمان فراتر، و اركان وجودشان از اطراف جهان گذشته، عرش الهی بر دوش‏هایشان استوار است، برابر عرش خدا دیدگان به زیر افكنده، و در زیر آن، بالها را به خود پیچیده‏اند.میان این دسته از فرشتگان با آنها كه در مراتب پایین‏تری قرار دارند، حجاب عزّت، و پرده‏های قدرت، فاصله انداخته است.هرگز خدا را با وهم و خیال، در شكل و صورتی نمی‏پندارند، و صفات پدیده‏ها را بر او روا نمی‏دارند، هرگز خدا را در جایی محدود نمی‏سازند، و نه با همانند آوردن، به او اشاره می‏كنند.

سوم - شگفتی آفرینش آدم علیه السّلام و ویژگی‏های انسان كامل.

سپس خداوند بزرگ، خاكی از قسمت‏های گوناگون زمین، از قسمت‏های سخت و نرم، شور و شیرین، گرد آورد، آب بر آن افزود تا گلی خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چسبناك گردید، كه از آن، اندامی شایسته، و عضوهایی جدا و به یكدیگر پیوسته آفرید.آن را خشكانید تا محكم شد.خشكاندن را ادامه داد تا سخت شد تا زمانی معیّن و سر انجامی مشخّص، اندام انسان كامل گردید.آنگاه از روحی كه آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده در آمد، دارای نیروی اندیشه، كه وی را به تلاش اندازد و دارای افكاری كه در دیگر موجودات، تصرّف نماید.به انسان اعضاء و جوارحی بخشید، كه در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، كه آنها را در زندگی به كار گیرد.قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشایی، و بویایی، و وسیله تشخیص رنگ‏ها، و أجناس مختلف در اختیار او قرار داد.انسان را مخلوطی از رنگ‏های گوناگون، و چیزهای همانند و سازگار، و نیروهای متضاد، و مزاج‏های گوناگون، گرمی، سردی، تری، خشكی، قرار داد.سپس از فرشتگان خواست تا آن چه در عهده دارند انجام دهند، و عهدی را كه پذیرفته‏اند وفا كنند، اینگونه كه بر آدم سجده كنند، و او را بزرگ بشمارند، و فرمود:«بر آدم سجده كنید پس فرشتگان همه سجده كردند جز شیطان» غرور و خود بزرگ بینی او را گرفت و شقاوت و بدی بر او غلبه كرد، و به آفرینش خود از آتش افتخار نمود، و آفرینش انسان از خاك را پست شمرد.خداوند برای سزاوار بودن شیطان به خشم الهی، و برای كامل شدن آزمایش، و تحقّق وعده‏ها، به او مهلت داد و فرمود:«تا روز رستاخیز مهلت داده شدی».

چهارم - آدم علیه السّلام و داستان بهشت

سپس خداوند آدم را در خانه‏ای مسكن داد كه زندگی در آن گوارا بود.جایگاه او را امن و امان بخشید و او را از شیطان و دشمنی او ترساند.پس شیطان او را فریب داد، بدان علّت كه از زندگی آدم در بهشت و هم نشینی او با نیكان حسادت ورزید.پس آدم علیه السّلام یقین را به تردید، و عزم استوار را به گفته‏های ناپایدار شیطان فروخت و شادی خود را به ترس تبدیل كرد، كه فریب خوردن برای او پشیمانی آورد آنگاه خدای سبحان در توبه را بر روی آدم گشود و كلمه رحمت، بر زبان او جاری ساخت و به او وعده بازگشت به بهشت را داد.آنگاه آدم را به زمین، خانه آزمایش‏ها و مشكلات، فرود آورد، تا ازدواج كند، و فرزندانی پدید آورد، و خدای سبحان از فرزندان او پیامبرانی برگزید.

4 - فلسفه بعثت پیامبران - نبوّت عامّه -

خدا پیمان وحی را از پیامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آنگاه كه در عصر جاهلیت‏ها بیشتر مردم، پیمان خدا را نادیده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روی آوردند، و شیطان مردم را از معرفت خدا باز داشت و از پرستش او جدا كرد، خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هر چندگاه، متناسب با خواسته‏های انسان‏ها، رسولان خود را پی در پی اعزام كرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان باز جویند و نعمت‏های فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احكام الهی، حجّت خدا را بر آنها تمام نمایند و توانمندی‏های پنهان شده عقل‏ها را آشكار سازند و نشانه‏های قدرت خدا را معرّفی كنند، مانند:سقف بلند پایه آسمان‏ها بر فراز انسان‏ها، گاهواره گسترده زمین در زیر پای آنها، و وسائل و عوامل حیات و زندگی، و راه‏های مرگ و مردن، و مشكلات و رنج‏های پیر كننده، و حوادث پی در پی، كه همواره بر سر راه آدمیان است.خداوند هرگز انسان‏ها را بدون پیامبر، یا كتابی آسمانی، یا برهانی قاطع، یا راهی استوار، رها نساخته است، پیامبرانی كه با اندك بودن یاران، و فراوانی انكار كنندگان، هرگز در انجام وظیفه خود كوتاهی نكردند.بعضی از پیامبران، بشارت ظهور پیامبر آینده را دادند و برخی دیگر را پیامبران گذشته معرّفی كردند.بدین گونه قرن‏ها پدید آمد، و روزگاران سپری شد، پدران رفتند و فرزندان جای آنها را گرفتند.

5 - فلسفه بعثت پیامبر خاتم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم

تا این كه خدای سبحان، برای وفای به وعده خود، و كامل گردانیدن دوران نبوّت، حضرت محمّد - كه درود خدا بر او باد - را مبعوث كرد، پیامبری كه از همه پیامبران پیمان پذیرش نبوّت او را گرفته بود، نشانه‏های او شهرت داشت، و تولّدش بر همه مبارك بود.در روزگاری كه مردم روی زمین دارای مذاهب پراكنده، خواسته‏های گوناگون، و روش‏های متفاوت بودند:عدّه‏ای خدا را به پدیده‏ها تشبیه كرده و گروهی نام‏های ارزشمند خدا را انكار و به بت‏ها نسبت می‏دادند، و برخی به غیر خدا اشاره می‏كردند.پس خدای سبحان، مردم را به وسیله محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از گمراهی نجات داد و هدایت كرد، و از جهالت رهایی بخشید.سپس دیدار خود را برای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بر گزید، و آنچه نزد خود داشت برای او پسندید و او را با كوچ دادن از دنیا گرامی داشت، و از گرفتاری‏ها و مشكلات رهایی بخشید و كریمانه قبض روح كرد.

6 ضرورت امامت پس از پیامبران الهی

رسول گرامی اسلام، در میان شما مردم جانشینانی برگزید كه تمام پیامبران گذشته برای امّت‏های خود برگزیدند، زیرا آنها هرگز انسان‏ها را سرگردان رها نكردند و بدون معرّفی راهی روشن و نشانه‏های استوار، از میان مردم نرفتند.

7 ویژگی‏های قرآن و احكام اسلام

كتاب پروردگار میان شماست، كه بیان كننده حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، مباح و ممنوع، خاصّ و عام، پندها و مثل‏ها، مطلق و مقیّد، محكم و متشابه می‏باشد، عبارات مجمل خود را تفسیر، و نكات پیچیده خود را روشن می‏كند، از واجباتی كه پیمان شناسایی آن را گرفت و مستحبّاتی كه آگاهی از آنها لازم نیست.قسمتی از احكام دینی در قرآن واجب شمرده شد كه ناسخ آن در سنّت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آمده، و بعضی از آن، در سنّت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم واجب شده كه در كتاب خدا ترك آن مجاز بوده است، بعضی از واجبات، وقت محدودی داشته كه در آینده از بین رفته است.محرّمات الهی از هم جدا می‏باشند، برخی از آنها، گناهان بزرگ است كه وعده آتش دارد و بعضی كوچك كه وعده بخشش داده است، و برخی از اعمال كه اندكش مقبول و در انجام بیشتر آن آزادند.

8 - فلسفه و راه آورد حج

خدا حجّ را خانه محترم خود را بر شما واجب كرد، همان خانه‏ای كه آن را قبله‏گاه انسان‏ها قرار داده كه چونان تشنگان به سوی آن روی می‏آورند، و همانند كبوتران به آن پناه می‏برند.خدای سبحان، كعبه را مظهر تواضع بندگان برابر عظمت خویش و نشانه اعتراف آنان به بزرگی و قدرت خود قرار داد و در میان انسان‏ها، شنوندگانی را برگزید كه دعوت او را برای حج، اجابت كنند و سخن او را تصدیق نمایند و پای بر جایگاه پیامبران الهی نهند.

همانند فرشتگانی كه بر گرد عرش الهی طواف می‏كنند، و سودهای فراوان در این عبادتگاه و محل تجارت زائران به دست آورند و به سوی وعده‏گاه آمرزش الهی بشتابند.خدای سبحان، كعبه را برای اسلام، نشانه گویا، و برای پناهندگان، خانه امن و امان قرار داد، ادای حق آن را واجب كرد و حج بیت اللّه را واجب شمرد و بر همه شما انسانها مقرّر داشت كه به زیارت آن بروید، و فرمود:آن كس كه توان رفتن به خانه خدا را دارد، حج بر او واجب است و آن كس كه انكار كند، خداوند از همه جهانیان بی نیاز است.





موضوع: احادیث و روایات،
[ جمعه 6 مرداد 1391 ] [ 06:59 ب.ظ ] [ زهره ملکی ]

بهوش باشید که که اجل بی خبر آید ( خطبه 28)

خطبه 28

بهوش باشید كه اجل بی‏خبر آید

امّا بعد، بی‏تردید دنیا روی بر تافته و بانگ وداع سر داده است، و آخرت روی كرده و به ناگاه دررسد. بهوش باشید كه امروز، روز آمادگی، و فردا هنگامه مسابقه و پیشتازی است و در این پیشتازی سرنوشت‏ساز، بهشت را به مسابقه گذاشته‏اند، و دوزخ سرانجامِ واماندگان خواهد بود.

راستی كسی نیست كه پیش از رسیدن اجل، از لغزشهایش توبه كند آیا كار گزاری نیست كه پیش از روز اندوه و افسوس، برای خود قدمی بردارد آگاه باشید كه شمایان در غفلت آرزوها بسر می‏برید و مرگ در پشت آن كمین كرده است. پس آن كه در روزگار فرصت و پیش از رسیدن مرگ، دست به كار خیر و اطاعت الهی شود، از آن سود برَد و مرگ بدو زیانی نرسانَد، امّا آن كه در هنگامه فرصت، كوتاهی كند تا مرگ فرصتها را به كام خود برَد، خسارت بیند و مرگ او را زیان رسانَد. بهوش باشید همان گونه كه در روزگار ترس و بلا خدمت و اطاعت كنید، در هنگامه خوشی و رفاه نیز چنین باشید. براستی ندیدم سعادت و ارزشی چون بهشت را كه مشتاقان آن از غفلت به خواب روند، و نیز خطر و بلایی را همچون دوزخ ندیدم كه فراریان از آن این گونه آسوده بخوابند بهوش باشید آن كه از حق سود نبرَد، از باطل زیان خواهد برد، و آن كه به راه مستقیم هدایت نشود، گمراهی او را به پستی و بدبختی كشانَد. آگاه باشید كه شمایان به كوچ كردن و توشه برچیدن مأمورید. بی‏تردید از بزرگترین چیزی كه بر شما می‏ترسم، پیروی از خواهش نفس و آرزوی دراز است. در دنیا چنان از آن توشه برگیرید كه فردای قیامت در امان بمانید.

شریف رضی گوید: اگر خطبهی باشد كه مردم را به زهد و پارسایی در دنیا كشانَد و به تلاش در راه آخرت وادارد، همین خطبه است و بس خطبهی كه پیوند آرزوهای طلایی را قطع كند و شعله پندپذیری و بی‏رغبتی را بیفروزد. و از آن شگفت‏تر این سخن «أَلا وَ اِنَّ الْیَوْمَ الْمِضْمار...» است كه در آن علاوه بر بلندی و زیبایی لفظ و عظمت مفهوم و محتوا و مثال درست و تشبیهی به هنجار، رازی شگفت و نكته‏ای ظریف نهفته و آن «السَّبْقُ الْجَنُ و الْغای النار» است كه «جایزه بهشت» و «سزای دوزخ» را با دو لفظ گوناگون بیان فرموده است: كلمه‏ «مسابقه» را در مورد «بهشت» به كار برده و برای دوزخ كه سرانجام تبهكاران و نافرمانان است، كلمه «غایت» (سرانجام) را آورده است. زیرا مسابقه به سوی هدفی مطلوب و مورد علاقه صورت می‏گیرد كه این با بهشت سازگار است ولی در مورد دوزخ چنین نیست. پس، از نظر معنی و مناسبت، كلمه «مسابقه» برای دوزخ درست نیست بلكه از كلمه «سرانجام» استفاده شده كه مناسب آن است، زیرا پایان كار، گرچه به دلخواه نباشد، خواه‏ناخواه خواهد آمد. در این جمله زیبا و ادبی بیندیش كه باطن آن شگفت، و ژرفای آن پر معنی و ظریف است، و كلمات امام - درود خدا بر او - این چنین است. در بعضی از نسخه‏ها كلمه «سُبقه» به ضمّه آمده است كه معنای آن جایزه در مسابقه است كه تقریباً نزدیك با معنای قبلی است، زیرا جایزه را برای كار ناپسند ندهند بلكه به كار پسندیده دهند.





موضوع: احادیث و روایات،
[ سه شنبه 26 دی 1391 ] [ 07:03 ب.ظ ] [ زهره ملکی ]

دعا

دعای امام جواد ع  برای رفع ظلم ظالمان

اَللّهُمَّ اِنْ ظُلْمَ عِبادِکَ قَدْ تَمَکَّنَ فِی بِلادِکَ حَتّی اَماتَ الْعَدْلَ وَ قَطَعَ السُّبُلَ وَ مَحَقَ الْحَقَّ وَ اَبْطَلَ الْصِّدْقَ وَ اَخْفَی الْبِرَّ وَ اَظْهَرَ الشَّرَ وَ اَخْمَدَ التَّقْوَی وَ اَزالَ الْهُدَی وَ اَزاحَ الْخَیْرَ وَ اَثْبَتَ الضِّیْرَ وَ اَنْمَی الْفَسادَ وَ قَوِّیَ الْعِنادَ وَ بَسَطَ الْجَوْرَ وَ عَدَی الطَّوْرَ، اَللّهُمِّ یا رَبِّ لا یَکْشِفُ ذلِکَ اِلّا سُلْطانُکَ وَ لا یُجِیرُ مُنْهُ اِلّا اِمْتِنانُکَ اَللّهُمَّ یا رَبِّ فَابْتُر الظُّلْمَ وَ بِتَّ حِبالَ الْغَشْمِ وَ اَخْمِدْ سُوْقَ الْمُنْکَرِ وَ اَعِزَّ مَنْ عَنْهُ یَنْزَجِرُ وَ احْصِدْ شافَةَ اَهْلِ الْجَوْرِ وَ اَلْبِسْهُمُ الْحِوَر بَعْدَ الْکِوَرِ وَ عَجِّل اَللّهُمَّ اِلَیْهِمُ الْبَیَاتِ وَ اَنْزِلْ اِلَیْهِمُ الْمَثُلاتِ وَ اَمِتْ حَیاةَ الْمُنْکَرِ لِیُؤْمَنَ الْمَخُوفَ و َیَسْکُنَ الْمَلْهُوفَ وَ یَشْبَعَ الْجائِعُ وَ یُحْفَظَ الضائِعُ وَ یَأوِی الطَّرِیدُ وَ یَعُودَ الشَّرِیدُ وَ یُغْنِی الْفَقِیرَ وَ یُجارَ الْمُسْتَجِیرُ وَ یُوَقَّرَ الْکَبِیرَ وَ یُرْحَمَ الصَّغیرَ وَ یُعَزَّ الْمَظْلُومَ وَ یُذِلَّ الظالِمَ وَ یُفَرَجَ الْمَغْمُوْمُ وَ تَنْفَرِجَ الْغَماءُ وَ تَسْکُنَ الدُّهْماءُ وَ یَمُوْتَ الاِخْتِلافُ وَ یُحْیَی الاِئْتِلافُ وَ یَعْلُو الْعِلْمُ وَ یَشْمُلَ السِّلْمُ وَ یَجْمَعَ الشِّتاتُ وَ یَقْوَیَ الاِیمانُ وَ یُتْلَیَ الْقُرْآنُ اِنَّکَ اَنْتَ الدَّیانُ الْمُنْعِمُ الْمَنّانُ

قابل ذکر است‌که این دعا بخش هشتم از « اد عیة الوسائل الی المسائل » است که مشتمل بر ده بخش و از حضرت امام محمد تقی علیه السلام روایت شده و آن حضرت به هنگام ازدواج با دختر مأمون این دعاهای مبارک را مهریة او قرار داد و خود برای مأمون ، مرقوم فرموده و نوشتند:

برای هر زنی مهریه‌ای از مال شوهر است و خداوند اموال ما را ذخیره کرده و در جهان دیگر به ما خواهد داد؛ همان‌گونه که اموال و ثروت شما را در این جهان، نقد قرار داده است و من مهریة دختر تو را « الوسائل الی المسائل » قرار دادم و این مناجاتی است که پدرم آن را به من داد و فرمود که پدرم جعفر علیه‌السلام به من داده و او فرموده: پدرم محمد (باقر علیه السلام ) این مناجات را به من داده و او فرموده: پدرم علی بن الحسین علیه السلام به من داده و او فرموده: پدرم حسین علیه السلام به من داده و فرمود: برادرم حسن علیه السلام آن را به من داده و فرمود: پدرم امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام به من داد و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله این را به من داد و فرمود: جبرییل   آن را برای من آورد و گفت: خدا تو را سلام می‌رساند و می‌فرماید این، کلید گنج‌های دنیا و آخرت است؛ آن را وسایلی برای خواسته‌هایت قرار ده که به حوائج خویش دست می‌یابی… .
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از نماز چنین دعا می‌کرد: خدایا! [گناهانی] را که پیش‌تر کرده‌ام یا می‌کنم، نهان و آشکار مرا، اسراف بر خودم را و آنچه را تو بهتر از من می‌دانی، بر من بیامرز. خدایا! تو پیش از همه و پس از همه هستی،… تا زمانی که زندگی را برایم بهتر می‌دانی، مرا زنده نگاه دار و آن گاه که مرگ را برایم بهتر می‌دانی، مرا بمیران….

اثر مخصوص سوره اِنّا انزلناه و استغفار

شیخ صدوق نقل کرده که اسماعیل بن سهل گفته است، من در نامه‌ای به حضرت ابوجعفر دوم (امام جواد) علیه السلام نوشتم: « ذکری را به من بیاموزکه چون بگویم، در دنیا و آخرت با شما باشم! »

حضرت در جواب من به خط خود، که آن را می‌شناختم نوشتند:اَکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ اِنّا اَنْزَلْناهُ وَ رَطِّبْ شَفَتَیْکَ بِالاِسْتِغْفارِ ؛ هر چه بیشتر سوره انا انزلناه را بخوان و لب‌های خود را به استغفار مرطوب گردان.»

دعا جهت توسعه رزق از امام جواد(ع)

جهت وسعت رزق مکرر گفته شود:

یا مَنْ یَکْفی مِنْ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ لا یَکْفی مِنْهُ شَیْ‌ءٌ اِکْفِنی ما اَهَمَّنی.

دعای پس از نماز حضرت جواد علیه السلام

استناد به شیوه گفتار یا رفتار بزرگان، عامل مهمی در تأثیر نکته های اخلاقی در مخاطب به شمار می‌آید. پیشوای نهم، امام جواد علیه السلام نیز گاه برای بیان معارف دینی، به روش پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله استناد می‌کردند. آن حضرت فرمودند: «پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از نماز چنین دعا می‌کرد: خدایا! [گناهانی] را که پیش‌تر کرده‌ام یا می‌کنم، نهان و آشکار مرا، اسراف بر خودم را و آنچه را تو بهتر از من می‌دانی، بر من بیامرز. خدایا! تو پیش از همه و پس از همه هستی،… تا زمانی که زندگی را برایم بهتر می‌دانی، مرا زنده نگاه دار و آن گاه که مرگ را برایم بهتر می‌دانی، مرا بمیران…. خدایا! ما را به زینت ایمان زیبا کن و راهنما و رهیافته قرار ده. ای پروردگار من! دلی پیراسته و زبانی راستگو از تو می‌خواهم، از آنچه می‌دانی، آمرزش می‌طلبم و نیکوترین آنچه می‌دانی، از تو می‌خواهم و از بدی آنچه می‌دانی به تو پناه می‌برم، که تو می‌دانی و ما نمی‌دانیم و تو به نهانها بسیار آگاهی».

منابع :

کتاب « بهار جانها » نوشته « آیت الله کریمی جهرمی »

کتاب گنج های معنوی






موضوع: احادیث و روایات،
[ سه شنبه 5 مهر 1390 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ زهره ملکی ]

احادیث

حدیث(201) امام موسی کاظم(ع) فرمودند:

مَنِ استَوى‏ یوماهُ فَهُوَ مَغبُونٌ
هر کسى که دو روزش مساوى باشد (و روز بعد بهتر از روز قبل نباشد) مغبون است.

(بحار الأنوار،ج 78،ص326،ح5)

حدیث(202) امام جواد(ع) فرمودند:

عِزُّ المُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ.
عزّت مؤمن در بى‏نیازى او از مردم است.

(بحارالأنوار،ج75،ص 109،ح‏12)

حدیث(203) امام صادق(ع) فرمودند:

کُونُو دُعاةً للنّاسِ بِغَیر اَلسِنَتِکُم لِیَرُوا منکُم الوَرَع و الاِجتهادَ و الصَّلاة و الخیر فَانَّ ذلکَ داعیةٌ
مردم را با غیر زبانتان بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش و نماز و خوبی را ببینند زیرا این امور آنان را به سوی حق فرا می خواند

(جهادالنفس،ح‏195)

حدیث(204) امام علی(ع) فرمودند:

لا یکون الصدیق صدیقا حتى یحفظ اخاه فى ثلاث:فى نکبته و غیبته و وفاته.
دوست اگر در سه مورد دوستش را حمایت نکند دوست نیست:در شدت و گرفتارى او ، در غیبت وى و پس از مرگش

(نهج البلاغه)

حدیث(205) امام علی(ع) فرمودند:

عَلیکم بِالدِرایات لا بالرّوایات
برشما باد به فهمیدن، نه نقل کردن

(میزان الحکمه،ح ۳۳۵۵)

حدیث(206) پیامبراکرم (ص) فرمودند:

اِذا رَاَیتُم الرَّجُل لایُبالی ما قال و لا ما قِیلَ لَهُ فَهُوَ شِرکُ الشَّیطان
هرگاه دیدید که مردی باکی ندارد که چه می گوید و چه درباره اش گفته می شود،چنین کسی شریک شیطان است

(جهادالنفس،ح687)

حدیث(207) امام رضا(ع) فرمودند:

أحسن الناس إیماناً أحسنهم خلقاً و ألطفهم باَهله، و اَنا اَلطفکم باَهلى
نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین و با لطفترین آنها نسبت به اهل خویش است

(عیون اخبار الرضا2، 38
ادامه مطلب


موضوع: احادیث و روایات،
[ دوشنبه 7 شهریور 1390 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ زهره ملکی ]